( 701 ) س 15 : قناتى است وقف بر حياض وخانه هايى چند از بلدى و در اين سنوات آب آن تنزل نموده شخصى از اهل خير همت نموده وتنقيه از چاههاى آن قنات نموده و چند چاه پاره ( 1 ) كهنه هم در حوالى آن قنات يافته آنها را نيز تنقيه نموده و آب آن را بر روى قنات وقف انداخته وچاههايى چند نيز جديد حفر نموده و آب آن را نيز از مجراى وقف جارى كرده و بر قنات وقف منضم كرده آيا اين آبهايى كه زياده شده به همان نحو آب وقف ، وقف بر همان محلها خواهد بود يا آن شخص خواهد توانست آب تازه را به نحوى ديگر وقف نمايد يا تخصيص [ به برخى ] از آن محلها بدهد يا وقف نكند ؟ بينوا توجروا . ج : بدان كه آبى كه مجدداً پيدا شده از قرار تقرير مستفتى بر سه نوع است : يكى از تنقيه اصل قناة وقفى است و دوم از چاههاى باير كه احياء نموده و سوم از چاههاى نو كن . پس در اينجا سه مقام است : مقام اول در بيان حكم خصوص آبى كه از تنقيه اصل قنات وقفى زياد شده و در خصوص چنين آبى از فقهاى سابقين رضوان الله عليهم كسى حال در نظر نيست كه متعرّض حكم آن شده باشد بلى مرحوم عليين مكان ميرزا ابو القاسم طاب ثراه در كتاب سؤال و جواب خود اين مسأله را متعرض شده اند به اين نحو كه از ايشان سؤالى شده كه خلاصه سؤال اين است كه : قناتى وقف است بر محله ومشهور اين است كه واقف شرط نموده كه تعدى از ممرّ مزبور ننمايد و آب قنات به جهت خرابى قطع يا كم شده . آيا جايز است [ كسى ] كه خارج از ممرّ مزبور باشد تعمير قناة را نموده آب را زياد نمايد به قدر زيادتى مشاعاً مشروب شوند يا آن كه شاخ قناتى كه مندرس است و آن شرط در آن معلوم نيست آباد نموده آب او مخلوط به
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 311
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص٣١١
هامش
( 1 ) شايد « باير » به جاى « پاره » صحيح باشد .