تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
مذكور از عهده خسارت زرع زارع بعد از ملاحظه اهل خبره برآيند وخرابى قنات را تنفيه نموده يا نه ؟ ج : مخفى نماند كه اجراء زارعين نهر را از روى قنات ديگر ، هر گاه روى آن قنات ارض موات يا ملك زارعين بوده باشد موقوف به استصواب واسترضاى صاحبان آن قنات نيست زيرا تملك مجراى آب در تحت آن ارض ، تملك فوق آن باشد نيست و آن چه مشهور است كه هر كه ارضى را مالك شد محاذى آن را تا عنان سما ، واطباق ارض مالك مىشود دليلى بر آن كه شامل ما نحن فيه نيز باشد حال نظر نيست ومنعى كه در تصرف در قرب قنات ديگر رسيده هم چنان كه به آن تصريح نموده اند در خصوص [ حفر ] قنات ديگر است نه ساير انتفاعات مگر در خصوص حريم بئر كه بنا بر اظهر موضعى است از حلقه چاه كه در نصب الات تنقيه وريختن خاك چاه به آن محتاج است پس بنا بر اين اجراء نهر مذكور هر گاه در ملك اين حريم نباشد تعدى و خلاف شرع نخواهد بود واجراى آب در آن ، بعد از حفر نهر از قبيل اين خواهد بود كه كسى آب در ملك خود جارى نمايد يا آتش در ملك خود بيفروزد و بواسطه آن ديگرى متضرر شود و اقوى در اين صورت آن است كه اگر آن شخص عالم باشد يا مظنه آن داشته باشد كه به جهت اجراى آب در آن نهر قنات خراب مىشود ضامن است و بايد از عهده برآيد و الا فلا . ( 698 ) س 12 : نهرى در ميان اراضى بكر واقع ومختص به اراضى زيد مىباشد كه از نهر مزبور مطلقا آب به اراضى بكر نمىرود و نهر مزبور از قديم در تصرف زيد بوده وزيد در حافتين نهر مزبور در ايام ملكيت بكر اشجارى غرس نموده و بعد از مدتى بكر زمين مرقوم را به خالد فروخته حال خالد مىگويد كه چون نهر در ميان زمين من كه از بكر خريده ام واقع است راضى نيستم كه اشجار مذكوره بر حال خود باشد بلكه بايد قلع نمايى وزيد گويد كه نهر مزبور مختص اراضى من مىباشد و من نهر مزبور را با حافتين آن ملك خود مىدانم وبحق متصرف
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 307 | ملا أحمد النراقي