تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
تغيير المجرى من باب الشركة . ( 693 ) س 7 : فروع درخت زيد به باغ يا به خانه عمرو آمده است عمرو را سخن آن كه : درخت را قطع كن كه ضرر به خانه وباغ من مىرساند وزيد را سخن آن كه شاخ درخت را قطع نمىكنم و چهار يك ثمر آن را به تو مىدهم يا ثلث آن را . آيا مىرسد كه عمرو بگويد كه ثلث يا ربع ثمر درخت را نمىخواهم وشاخ درخت را قطع مىكنم ؟ ج : فروع درخت زيد كه به باغ يا به خانه عمرو آمده است عمرو را تسلط آن است كه به زيد بگويد رفع آنها را بنمايد و هر گاه زيد قبول نكند عمرو خود مىتواند كه آنها را به باغ يا ملك زيد برگرداند و با عدم امكان آنها را قطع نمايد . ( 694 ) س 8 : آب ناودان زيد و عمرو از قديم الايام به ماهتابى بكر برادر ايشان وارد مىشد والحال قدرى خرابى به ماهتابى مزبور رسيده ومفروض اين است كه آب ملك بكر مزبور نيز به ماهتابى مرقوم وارد است در صورت مزبوره هر گاه اهل خبره ووقوف بگويند كه خرابى و ضررى كه به ماهتابى رسيده است از ناودان زيد و عمرو مزبور است آيا بكر به ايشان تسلط دارد كه از عهده ضرر برآيند يا نه . ج : نه تسلط بر زيد و عمرو نيست مگر اين كه در ناودان ايشان عيبى حادث شده باشد از خرابى يا آب زيادى كه سابق نبوده به آن ناودان جارى شده باشد و به آن سبب ماهتابى خراب شده باشد وزيد و عمرو مطلع از آن عيب بوده اند كه در اين صورت بايد از عهده خرابى برايند . ( 695 ) س 9 : شركايى چند بنايى نهاده اند كه اگر زيد در ملك ما باغ بگيرد ما آن را از آب خود آب مىدهيم وزيد در آنجا باغ گرفته ومتوفى شده آيا