تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
ج : مملوك بودن قطعه زمين مسطوره در وقتى از براى مالكى معلوم بلكه مظنون هم نيست تا حكم مجهول المالك بر آن جارى شود و اصل هم مقتضى عدم مملوكيت است ومعروض استفتا آن است كه آثار ملكيت هم در آن نيست و كسى هم از بودن آن خبر نداده و وقف آن نيز معلوم ومظنون نيست تا حكم به محبوس بودن عين آن بشود پس زمين مذكور يا از جمله مرافق است يا موات ، اليوم [ اگر ] از جمله مرافق باشد كه بالفعل محل انتفاع اهل آن سرزمين باشد از اجتماع در آنجا يا ريختن خاشاك يا گذاردن هيمه يا اسباب تعزيه يا امثال اينها پس حكم آن حكم ساير مرافق است ونمىتوان آن را تصرف مالكانه نمود و [ اگر ] بالفعل از جمله موات است خواه ثابت شود كه در زمان سابق از مرافق بوده هم چنان كه مستفاد قول بعضى از معمّرين است يا نه در اين صورت حكم بلا مالك دارد و هر كه آن را احيا و تصرف كند مالك مىگردد . والله العالم . ( 691 ) س 5 : هر گاه ارض مواتى محصوره باشد به حصار جديد وحصار قديم قريه و به حصار باغى ، و راه اين باغ در اين زمين باشد وسابق بر اين ارض مزبوره طريق واسعى بوده از براى اهل قريه بسوى دروازه و به اعتبار بناء حصار جديد منسدّ گرديده و از استطراق افتاده ورشته قناتى در تحت ارض مزبوره اتفاق افتاده ، وشخص اراده احياء ارض مزبوره نموده به بناء وعمارت ، آيا از براى حصار جديد وحصار قديم وحصار باغ حريم مىباشد واخراج آن لازم است واحياى آن جايز نيست يا حريم نيست واحتياجى به واگذاشتن حريم نيست ؟ و بر تقدير ثبوت حريم ، حريم چه قدر مىباشد ؟ ومالكين قناة را حريم قناة در ارض مزبوره هست يا نه ؟ و بر تقدير ثبوت ، حريم قناة چقدر مىباشد ، و به اعتبار وقوع طريق باغ مزبور در ارض مسطوره آيا محيى را مىرسد كه احياى طريق متعارف وباغ مسطور كرده و آن را داخل عمارت نموده راه باغ را در سمتى ديگر معين