تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤

حق تعليف در آنجا دارد يا آن نيز موقوف به اذن است و الا بايد اجرت بدهد كه مواشى او در آنجا تعليف شود . و بر همين فرض هر گاه اهل ده از آنجا كوچ كنند وبروند و ديگر اراده عود نداشته باشند . تا چند وقت تسلط دارند بر ممانعت غير يا هيچ تسلط ندارند . و همچنين اراضى كه احيا كرده اند چه حكم دارد آيا بايد به سرحدّ موات برسد كه ديگرى تصرف كند يا همان اعراض كافى است . و بر فرض اين كه تسلط در ممانعت داشته باشد در مراتع ومزارع ، آيا مىتوان از ايشان مراتع را استيجار كرد كه مواشى در آنجا تعليف كند يا نه زيرا كه متعارف اين است كه اهل حريم در وقتى كه مسكن در ده دارند مرتع خود را به خارج حريم اجاره مىدهند استدعا آن كه حكم مراتب مسطوره را به تفصيل قلمى دارند و هر گاه طولى داشته باشد رساله در اين باب معمول دارند ( 1 ) ( 690 ) س 4 : هر گاه در زمان سابق بازارچه اى بوده والحال آن بازارچه خراب وموضع دكاكين مزرع شده باشد وقطعه زمينى در آن سرزمين واقع باشد وآثار ملكيت در آن نباشد و ليكن بعضى از معمّرين گويند در زمانى كه بازارچه داير بوده اين قطعه زمين ميدان بود ويوم عاشورا اسباب تعزيه مثل نخل وطوق وبيرق را از چهار سوق به آن ميدان مىآوردند وباز به چهار سوق برمىگردانيدند چنانچه در بعضى ميدانها متعارف است . آيا در صورت مسطوره قطعه زمين مزبوره از قبيل اراضى بلا مالك يا مجهول المالك است و احكام بلا مالك يا مجهول المالك در آن جارى است يا بايد قطعه زمين مرقومه هميشه محبوسة العين مسلوبة المنفعه افتاده باشد .

هامش
( 1 ) در نسخه ها پاسخ اين سؤال نيست .