تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
برادر مسطوره مىباشند . به جهت آن كه بعد از شش هفت پشت اولاد منحصر به يكى شده ، و اين اولاد كه هستند همه اولاد آن يك نفر مىباشند ، امّا نمىدانند كه آن يك نفر از اولاد كدام يك از سه برادر مسطوره بوده ، همه از اولاد سيد كمال الدين مىباشند كه ربع كلّ را داشته باشند . يا از اولاد يكى از آن دو برادر مىباشند كه ثمن كلّ را داشته باشند . على أيّ تقدير واقف مشخّص نكرده كه اولاد يك نفر از سه برادر هر گاه منقرض شوند حصّه ء ايشان را به برادر ديگر بدهد ، يعنى به اولاد برادر ديگر . بيان نماييد كه چون يقين است كه حال ، موقوف عليهم اولاد يك برادرند حصّه ء آن دو برادر را چه بايد كرد ؟ مسأله ديگر آن كه موقوف عليهم بايد تابع متولَّى باشند كه متولَّى مقلَّد هر مجتهدى كه هست ايشان مقلَّد او باشند ، يا هر يك مىتواند مقلَّد مجتهدى باشد ، و بعد از آن كه جايز باشد كه هر يك مقلَّد مجتهدى باشد هر گاه يكى مقلَّد مجتهدى باشد ، كه حكم به ترتيب نمايد ، و ديگرى مقلَّد مجتهدى باشد كه حكم به تسويه نمايد در اين صورت چه بايد كرد ؟ مسأله ء ديگر كه نصف موقوفات را واقف به جهت خيرات معيّنه قرارداد نموده ، متولَّى مىتواند از يد اولاد انتزاع نموده و به اجاره به ديگرى بدهد وصرف خيرات نمايد ؟ و اگر اولاد بگويند : ما [ موقوفه ] خيرات را اجاره مىكنيم ونمىگذاريم به ديگرى بدهى تسلَّط دارند يا نه ؟ احكام مسائل شرعى معروضه را بيان نماييد . ج : : امّا مسأله اولى ، بدان كه هر گاه كسى وقف كند بر اولاد و اولاد اولاد وهكذا ، وقيد ترتيب يا تشريك نكند مقتضاى اطلاق لفظ تشريك است و عمل بر تشريك مىشود ، وبناى فقهاء رضوان الله عليهم نيز بر اين است ، بلى اگر جايى دليلى از قرائن خارجيّه يا لفظى باشد كه مفيد ترتيب بوده باشد موجب تقييد اطلاق مىشود ، و بنا بر ترتيب نهاده مىشود ، و در سؤالى كه در متن شده شكَّى نيست كه وقف بر سيد كمال الدين وبرادرانش و بر اولاد ايشان به ترتيب است ، يعنى سيد كمال الدين وبرادرانش بر اولاد مقدّمند ، و با وجود ايشان اولاد