( 681 ) س 24 : چه مىفرماييد در اين مسأله شرعيّه كه زيد اموال خود را وقف مؤبّد نموده به اين طريقه كه نصف مال او وقف عامّ به جهت خيرات معيّنه بوده باشد ، و نصف ديگر وقف اولاد بوده باشد ، بدين موجب كه نصف از نصف كه ربع كلّ بوده باشد وقف باشد بر سيّد كمال الدّين كه يكى از احفاد واقف است ، و نصف ديگر بر دو برادر او باشد أعني سيّد شمس الدّين وسيّد نور الله بينهما على السويّه ، و بعد از ايشان بر ذكور اولاد ايشان به همين كيفيّت كه ياد شد ، پس بر اولاد اولاد ايشان به طريق ترتيب نه تشريك ، و بعد از آن بر اولاد اولاد او بطناً بعد بطن ونسلًا بعد نسل ، والعياذ بالله بعد انقطاع النسل وقف باشد بر اقارب جناب واقف مشار اليه به ترتيب مذكور . انتهى كلام الواقف . وحال در خصوص ترتيب وتشريك نزاع است ، چون كه نظر واقف در طبقه ء اوّل وثانى با وجود عدم انتشار ترتيب بود و در طبقات لاحقه با وجود انتشار حكم به ترتيب به طريق اولى مىشود يا نه ؟ وايضاً در طبقه اوّل وثانى با وجود أعلى عدم انتقال به طبقه ء سفلى يقينى بوده ، لهذا اين حكم را به استصحاب در بطون لاحقه جارى مىتوان نمود يا نه ؟ وايضاً از عبارت وقفنامه كه « بعد از آن بر اولاد اولاد بطناً بعد بطن ونسلًا بعد نسل والعياذ بالله بعد انقطاع النسل وقف باشد بر اقارب جناب واقف مشار اليه به ترتيب مذكور » ترتيب در بطون لاحقه معلوم مىشود يا نه هم چنان كه بعضى از علماء احتمال داده اند ؟ مسأله ديگر آن كه اليوم موقوف عليهم جمعى كثير مىباشند وتقدّم بعضى بر بعضى معلوم ، مثل عمّ نسبت به برادر زاده ، و بعضى ديگر مجهول ، حكم مجهولين يا ( 1 ) معلومين چگونه مىباشد هر گاه حكم به ترتيب نماييد ؟ مسأله ديگر آن كه موقوف عليهم اتفاق دارند كه همه از اولاد يكى از سه
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 277
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص٢٧٧
هامش
( 1 ) با