تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
وامّا آن چه بعضى از مستدلَّين به اين حديث ذكر كرده كه : « سؤال از فرد خفىّ است ، وغرض راوى اين است كه بعد از خودم توقّعى از آن ندارم ، واحتياج حال زندگانى باعث قصد من است ، پس هر گاه امام اين را مرخّص نكرد وگاه است ايّام حيات او يك لمحه باشد ، پس چگونه مرخّص مىكند كه بعد از ممات چنين قرار دهد كه ابد الدهر هر سال از براى او قرائت قرآن كنند ، يا استيجار عبادت كنند » پس سخنى است بى وجه ، زيرا كه اگر شرط نفع دنيوى موجب بطلان باشد فرق ميان صد سال و يك سال آن نخواهد بود ، و اگر شرط نفع اخروى موجب بطلان نباشد فرق ميان يك ساعت ثواب وابد الدهر نخواهد بود ، ونمىدانم چرا مرخّص نكردن انتفاع در لمحه ء ايّام حيات مىرساند مرخّص نكردن ابد الدهر انتفاع در حال ممات را ؟ وامّا دليل دوّم : به جهت آن كه اگر چه شكَّى نيست كه وقف بر نفس باطل واجماع بر بطلان آن منعقد است ، و ليكن چنين نيست كه هر وقفى كه به وجهى از وجوه نفعى از آن عايد واقف شود وقف بر نفس باشد ، و از اين جهت است كه با وجود اجماع مذكور ، مشهور جواز انتفاع واقف است از وقف بر مسلمين و بر فقهاء و بر فقراء هر گاه خود از فقهاء يا از فقراء باشد . و همچنين مىبينيم هر گاه كسى چيزى را وقف بكند بر قاريان قرآن در مقبره ء او تا در قبر راحت به او برسد ، يا بر طالبين علم در مدرسه كه او ساخته ، و قصد او اين باشد كه به واسطه ء كثرت متعلَّمين ثواب به او بيشتر برسد ، هيچ يك از اينها را نه در شرع و نه در عرف وقف بر نفس واقف نگويند ، اگر چه مقصود ومنظور او حصول نفع به خود او بوده ، و همچنين اگر وقف كند چيزى را بر متلمّذين نزد او وغرض انتفاع بيشتر خود او در علم و تحقيق مسائل باشد وقف بر نفس نيست . بلكه مىگوييم : اگر كسى چيزى را وقف كند بر طايفه اى كه موجب حصول نفع دنيوى به او باشد باز وقف بر نفس صادق نيست ، چنانچه كسى چيزى را وقف كند بر محافظت كنندگان خود ، يا تعليم كنندگان خود ، چه آنها هيچ يك
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 267 | ملا أحمد النراقي