مىنمود در ضمن آن عقد كه وكيل باشد و خود را عزل نكند در اين وقت نمىتوانست عزل كند ، و ليكن صيغه ء وقف دخل به وكيل مذكور ندارد ، پس او خود مىتواند خود را كنار كشد . والله العالم .
( 673 )
س 16 : هر گاه زيد ملكى را وقف نموده باشد بر قبّه ء مطهّره ء جناب سيّد اوصياء عليه السلام وتوليت آن را ما دام الحياة به جهت خود ، و بعد به جهت اولاد ذكور خود ، وذكور اولاد ذكور واناث ، ومع الانقراض محوّل به امام جمعه ء دار السلطنه ء اصفهان نمايد ، و در خصوص منافع اعيان موقوفه چنين قرار داده باشد كه مادامى كه خود حيات داشته باشد حسب التوليه به مصارفى كه خود در نظر داشته صرف نمايد ، ومِن بعد متولَّى هر عصر منافع را ضبط و بعد از اخراجات ضروريّه در وقف تتمّه را اوّلًا دو نفر شخص ظاهر الصلاح از مجاورين ارض اقدس را اجير نموده كه در هر سال در ليالى جمعات سنه به حمّام رفته غسل زيارت نموده به زيارت مشرّف شده ، بعد از فراغ زيارت يك جزء از كلام الله مجيد را تلاوت نمايند ثواب آن را و زيارت را به روح واقف عايد سازد ، واضافه ء بر اجرت دو شخص را ، از مثل وعين موقوفه در روز عيد غدير هر سال يا غير آن در نجف اشرف يا ولايت ديگر كه متولَّى خواهد به مصارف خيرات ومبرّات واعانت ايتام وفقراء كه صلاح داند برساند و غير ذلك . خود واقف موفّق عين مرقومه را به اجاره داد به دو پسر خود در مدّت نود سال بمال الإجاره ء مبلغ نود تومان ، و قرار داد كه ما دام الحياة واقف موجر ، سالى يك تومان را از جمله ء مال الإجاره اخذ نموده به مصارف مقيّد در وقف برساند ، و بعد هر كه متولَّى باشد . آيا چنين وقفى كه به تفصيل مذكور شد موافق شرع انور صحيح است يا نه ؟
ج : ظاهر آن است كه وقف مسطور باطل وفاسد باشد ، و ليكن نه به جهت دو امرى كه در بادى نظر گمان مىشود كه موجب بطلان اين وقف باشد ، بلكه به جهت ديگر .
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 260
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص٢٦٠