موقوف در طبقه ء اولى بر ساير اولاد اناث مستفاد خواهد شد ، يا وقف مقطوع الوسط خواهد بود ، واوّل خلاف اصل است ، وثانى خلاف ظاهر است . و چون معنى اولاد اوّل دانسته شد گوييم : بنا بر آن چه سابقاً مذكور شد مراد از اولاد ثانى اولاد اولاد واقف است ، و اين دو احتمال دارد : يكى مراد اولاد اولاد واقف باشد مطلقاً ودوّم آن كه مراد اولاد اولاد سابق الذكر كه متوفّين و يا موقوف عليهم هستند باشد . و در صورت اولى ، مضاف إليه محذوف لفظ « اولاد » ديگر كه مضاف به ياى متكلَّم باشد كه مطلقاً ذكر آن در كلام نشده ، بلكه از سياق آن هم مفهوم نمىشود خواهد بود ، وتقدير هم « أولاد أولادي » خواهد بود و در صورت ثانيه مضاف إليه ضمير جمعى خواهد بود كه عايد به اولاد سابق الذكر بوده . وشكّ در اين نيست كه احتمال ثانى كه قرينه ء بر حذف مضاف إليه در كلام موجود است ظاهر از لفظ ومتفاهم ومتبادر از آن است در نزد اهل عرف كه غير از اين از لفظ مطلقاً مفهوم نمىشود ، و هيچ يك از اهل عرف از اين كلام با وجود قرينه بر مضاف اليه محذوف ملتفت به محذوفى كه خارج از سياق كلام باشد نمىشود . پس بنا بر اين مراد از اولاد ثانى اولاد اولاد ذكور خواهد بود ( 1 ) اولاد اولاد اناث ، وموقوف عليهم در طبقه ء ثانيه اختصاص به اولاد اولاد ذكور خواهد داشت ، و در صورت ثانيه مطلقاً ارتكاب تخصيص لازم نمىآيد ، چه آن كه عموم هر لفظى شمول آن است از براى جميع افراد آن لفظ دون غيره ، و اولاد اولاد اناث از افراد لفظ اولاد بنا بر صورت ثانيه نيست ، پس صرف لفظ از آن موجب تخصيص آن نيست ، و همچنين است حال در لفظ اولاد سوّم كه مضاف
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 257
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص٢٥٧
هامش
( 1 ) شايد « نه » به جاى « چون » صحيح باشد .