تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥

مضاف اليه ضميرى باشد كه به اولاد مقدّم راجع باشد ، هم چنان كه احتمال ثانى است تا مراد اولاد اولاد باشد . ولفظ اولاد على التقديرين حقيقت خواهد بود ، چه استعمال در اولاد صلبى مضاف شده خواهد بود ، ولفظ اولاد را بدون تقدير مضاف اليه استعمال كردن واراده ء اولاد شخص معيّنى كردن مجاز است ، خواه مراد اولاد واقف باشد ، يا اولاد اولاد او ، وتوهّم ترجيح احتمال اوّل بر احتمال ثانى به واسطه ء اين كه بنا بر احتمال اوّل تأسيس و بنا بر ثانى تأكيد لازم مىآيد و تأسيس اولى از تأكيد است از غرائب توهّمات فاسده است ، زيرا كه صورتى كه مراد از اولاد ثانى اولاد اولاد باشد به همين نهج على سبيل التنزّل مراد از اولاد ثالث اولاد اولاد او ( 1 ) خواهد بود ، هم چنان كه هر گاه مراد از اولاد ثانى اولاد واقف باشد مراد از اولاد ثالث اولاد اولاد خواهد بود ، و در هر دو صورت تأسيس خواهد بود ، علاوه بر اين كه اولويّت تأسيس از تأكيد در نزد محقّقين از علماى شيعه امرى نيست كه مؤسّس حكم شرعى تواند شد واعتبارى داشته باشد ، و اگر يكى از علماى شيعه آن را ذكر نموده اند تبعاً لأهل السنّه است ، با عدم التفات به اين كه اين مبتنى بر دليل مقبولى نيست . وامّا احتمال ثالث مندفع است به توقّف آن بر ارتكاب مخالف اصلى ديگر كه آن اعتبار هر دو مضاف إليه احتمالين اوّلين باشد ، به اين معنى كه از مضاف إليه مقدّر اراده ء نفس خود و اولاد بلا واسطه خود را نموده باشد ، ولفظى كه دالّ بر هر دو باشد مقدّر باشد ، و اين احتمال نسبت به هر يك از احتمالين اوّلين مرجوح است ، چه آن كه هر يك از آن دو احتمال قدر مشترك اين احتمال است ، و با وجود اقلَّى كه قدر ( 2 ) مشترك بوده ارتكاب اكثر جايز نيست . پس باقى ماند دو احتمال اوّل ، و احتمال ثانى از اين دو بر اوّل مقدّم است ، زيرا كه متفاهم از اين عبارت در نزد اهل عرف ومتبادر در نزد ايشان احتمال ثانى

هامش
( 1 ) اولاد
( 2 ) اقلَّى كه در مشترك بوده . خ .
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 255 | ملا أحمد النراقي