است ، و احتمال معنى اوّل از اين عبارت متهافت و غير مقبول است در نظر ايشان ، خصوصاً با ذكر لفظ نسلًا بعد نسل ، و اين امرى است مشاهد و ظاهر در عرف .
مثلًا هر گاه كسى بگويد : من فلان ملك خود را بر سه اولاد خود وقف كردم و بعد از ايشان بر اولاد و اولاد نسلًا بعد نسل ، و ذكر لفظ بقيّه يا تتمّه در صدر اولاد ثانى نكند ، و همچنين ذكر لفظ حىّ و باقى در عقيب آن نكند مفهوم ومتبادر نزد هر يك از اهل عرف اراده ء طبقه ء ثانيه است از اولاد دوّم وطبقه ء ثالثه از سوم .
ونيز دلالت مىكند بر ترجيح احتمال ثانى بر اوّل اين كه از قواعد متقنه است كه هر گاه معنى لفظ ومراد از آن به توسط اصول لفظيّه مشخص نشود بايد تعيين آن را به اصل شرعى نمود ، يعنى لفظ را حمل بر معنايى نمود كه موافق اصل شرعى باشد ، و شكى در اين نيست كه واقف املاك مشخّصه را بر اولاد اولاد ذكور خود نيز وقف نموده در يكى از مراتب لا محاله به واسطه ء قيد نسلًا بعد نسل ، وچنان نيست كه املاك را بر كلّ طبقات وقف نموده باشد مگر طبقه ء ثانى ، و ليكن وقف كردن او املاك را بر اولاد اناث خود أيضاً واعتبار ايشان را در موقوف عليهم محلّ تشكيك است ، ومقتضاى اصل شرعى عدم آن است ، پس لفظ اولاد ثانى را بايد حمل بر احتمال ثانى نمود كه مخالف اصل نيست ، و در اين مرجّح اگر چه مىتوان خدشه نمود به واسطه ء تقيّد زمان وقف به بعد از فوت اولاد ، امّا دليل اوّل كه فهم عرفى باشد كفايت مىكند .
وامّا جواب از مسأله ء سوّم پس بيان آن موقوف است بر تعيين مراد از لفظ اولاد اوّل كه آيا مراد كلّ اولاد واقف است يا اولاد ذكور موقوف عليهم ، نظر به قرينه ، و شك در آن نيست كه چون لفظ خالى از ادوات عموم است صدق آن بر هر يك از اين دو احتمال بر سبيل حقيقت است ، و ليكن متفاهم عرف از اين لفظ بعد از ذكر موقوف عليهم اراده ء فوت موقوف عليهم است ، علاوه بر اين كه على التقديرين چنان كه سابقاً مذكور شد لفظ اولاد در اين مقام شامل اولاد ذكور موقوف عليهم مىباشد ، و چون هر گاه حمل بر مجموع اولاد شود ضمناً وقفيّت
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 256
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص٢٥٦