علَّت اين كه مراد از لفظ اولاد اولاد هر دو اولاد اولاد خواهد بود ، و بر تقدير اوّل تأسيس ، زيرا كه مراد از اولاد اولاد اوّل صلبى و از ثانى اولاد اولاد خواهد بود ، و تأسيس اولى از تأكيد است .
ثالثاً : بيان فرماييد كه بعد از فوت اولاد ذكور هر گاه از براى واقف اولاد اولاد اناث و اولاد اولاد ذكورى باشد غير از اين اولاد ذكور موقوف عليهم ، آيا آنها هم شريكند با اولاد اولاد موقوف عليهم نظر به عموم وشمول لفظ ، يا شريك نيستند ، ومختصّ است نظر به همان قرينه ء ضعيفه به اولاد اولاد موقوف عليهم ، ومحروم نمودن اولاد اناث را در طبقه ء اولى به جهتى مستلزم محروميّت آنها در طبقه ء ثانيه نيست ، مع وجود لفظ صالح دالّ عليه ، هم چنان كه مستلزم حرمان اولاد اولاد اناث نمىتواند شد مع وجود لفظ يدلّ عليه در طبقات بعد ، وهم چنان كه محروم بودن پسر ذكر متوفّى از وقف به جهت موت در طبقه ء اولى مستلزم محروميّت اولاد او نيست در طبقات بعد ممّا ( لما ) يدلّ على الدخول .
ورابعاً : بيان فرماييد كه در طبقه ء ثانيه و ساير طبقات بعد هم ترتيبى مستفاد مىشود ، يا نمىشود ، نظر به اطلاق لفظ وعدم الدليل على الترتيب ، والأصل عدمه ؟ بيّنوا توجروا أجركم على الله .
ج : امّا در مسأله ء اولى ، پس شكّ در اين نيست كه لفظ اولاد جمع است ، و به مقتضاى لغت وعرف حقيقت است در ثلاثه فصاعداً ، پس به مقتضاى حقيقت فوت اولاد صادق نمىآيد مگر به فوت اخوه ء ثلاثه فقط ، هر گاه مراد از اولاد معهودين باشند كه موقوف عليهم باشند ، يا به فوت مجموع اولاد از ذكور واناث هر گاه مراد « أولادي » به حذف ياء متكلم باشد كه افاده ء عموم كند ، وعلى التقديرين تا يكى از اخوه ء ثلاثه باقى باشد فوت اولاد صادق نمىآيد ، واراده ء هر يك از اولاد از اين لفظ مجاز است ، وارتكاب آن بدون قرينه ء صارفه به حيثى كه مفهم معنى مجازى باشد جايز نيست ، و آن چه را در سؤال قرينه گرفته اند صلاحيّت قرينه بودن را ندارد ومفهم معناى مجازى نيست .
و اين كه نوشته شده كه : در عرف عوام اين لفظ اباى از اين معنى نمىكند و اهل
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 253
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص٢٥٣