تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤

اگر او شهادت ندهد حقّ از ميان مىرود در اين صورت هم چنان كه بعضى تصريح كرده اند ظاهر آن است كه بر او مطَّلع ساختن و شهادت دادن واجب باشد ، هم چنان كه مرسله ء يونس ( 1 ) بر آن دالّ است ، بلكه مرسله ء فقيه ( 2 ) ونيز مىتوان از عمومات ديگر نيز استنباط نمود . و اگر نداند كه شهادت او مثمر ثمرى خواهد بود يا نه ، مثل اين كه نداند عدالت او معلوم خواهد شد يا نه ، يا آن كه شاهدى ديگر خواهد بود يا نه ، يا مشهود له قسم جزء بيّنه ياد مىكند يا نه ، ظاهر آن است كه در اين صورت نيز بر او واجب نباشد . وامّا دور نيست كه بگوييم در اين صورت بايد به قدر ميسور فحص كند ، اگر بر او معلوم شد كه شهادت او مثمر است واجب است بر او ، و اگر معلوم نشد واجب نيست . و آن چه مذكور شد در حقّ الناس است ، وامّا در حقّ الله بر من معلوم نشد مطلقاً تا بعد از اين تأمّل شود . هر گاه اينها معلوم شد در جواب أصل مسأله مىگوييم كه : هر گاه آن مريض مشاعر وحواس وعقل او برجا بوده اقارير او مسموع است ، كه از آن جمله اقرار بر وقف باشد ، و همين اقرار كفايت در ثبوت اصل وقفيّت مىكند ، واحتياج به معلوم بودن خواندن صيغه نيست ، هم چنان كه در اقرار به بيع وغيره ، و ليكن همين قدر در اين مقام كافى نيست ، زيرا كه علاوه بر وقف نمودن شرط است در صحّت وقف قبض وإقباض ، ومادامى كه قبض وإقباض ثابت نشود حكم به صحّت وقف ولزوم آن نمىشود ، بلكه حكم مىشود به بطلان آن به موت واقف ، و اقرار به وقف اقرار به قبض نيست اگر چه قبض را شرط صحّت وقف دانيم پس محض ثبوت اقرار به وقف از براى بعد از موت واقف ثمرى ندارد و حكم به بطلان وقف مىشود اگر مداخل آن را ندانيم به چه مصرف رسانيده ، بلكه اگر

هامش
( 1 ) وسائل الشيعه ، 27 / 320 .
( 2 ) وسائل الشيعه ، 27 / 319 .
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 244 | ملا أحمد النراقي