( 665 )
س 8 : شخصى ملكى از خود را وقف نموده بر اولاد ذكور واناث بطناً بعد بطن ونسلًا بعد نسل به طريق الارث وللذكر ضعف الانثى ، و شرط آن كه ما دام بقاء بطنين ذكور واناث موقوف عليهم باشند و هر گاه احد بطنين نباشند وقف بُوَد بر بطن ديگر ، ذكراً أو انثى ، و هر گاه هيچ بطنى نماند وقف باشد بر طلبه ء علوم اثنا عشريّة .
بناءً عليه هر گاه شخصى از اولاد واقف فوت شود و از او پسرى بماند ، و بعد از آن وفات يابد ، و از او دخترى بماند ، و آن دختر نيز فوت شود ، و آن دختر را خالوى صلبى وبطنى است كه مادر خالو از اولاد واقف نيست و پدرش از اولاد واقف است و خاله ء صلبى است كه پدر و مادر او از اولاد واقف است ، و بين خالو و خاله وواقف سه واسطه است ، آيا سهم آن دختر تعلَّق به خالوى صلبى وبطنى دارد ، يا به خاله صلبى ؟ و بر فرض انتقال ارث به هر دو آيا به تفاوت ارث مىبرند يا به تساوى ؟
ج : مقتضاى عبارتى كه واقف قيد نموده كه به طريق ارث باشد آن است كه حصّه ء هر يك به وارث او منتقل شود ، خصوص با وجود عطف لفظ : « و للذكر ضعف الانثى » بر آن به لفظ « واو » چه مقتضاى عطف مغايرت است ، پس مراد از طريق ارث ، للذكر ضعف الانثى نيست ، بلكه امر ديگر است ، و آن اين است كه حصّه ء هر يك به وارثش از اولاد واقف منتقل گردد ، و قطع نظر از عطف هم اطلاق « به طريق ارث » مقتضى اين است . بناءً على ذلك حكم مىشود كه سهم آن دختر به خالوى او منتقل شود ، و خاله را نصيبى نيست چه با وجود خالوى پدر و مادرى خاله ء پدرى ارث نمىبرد ، وانتساب خالو به واقف از پدر تنها و خاله از پدر و مادر موجب تغيير حكم نمىگردد . والَّله العالم .
( 666 )
س 9 : بكر در حين مرض الموت اقرار كرد كه : فلان باغ من وقف فلان ممرّ است ، وحال آن كه در ايام صحّت خود صرف آن ممرّ نمىنمود ، و معلوم هم نشد كه صيغه ء وقف را خوانده يا نه ، مسموع است يا نه ؟ و بر فرض اين كه مسموع
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 234
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص٢٣٤