همه است ، ومراد از عبارت « بعد از ايشان » اوّل يعنى بعد از سيد كمال و دو برادر او ، و « ايشان » دوّم نيز اشاره ء به هر سه است ، و « ايشان » سوّم اشاره به اولاد هر سه ، و « ايشان » چهارم به سه برادر ، وقيد ترتيب به اولاد واولادِ اولاد هر سه است .
دوّم : اين كه آيا قيد ترتيب اختصاص به اولاد واولادِ اولاد كه قبل از ترتيب مذكور است دارد ، يا تعلَّق به آن چه بعد مذكور است از بطن بعد از بطن و نسل بعد از نسل نيز دارد ؟ و اين نيز غايت ظهور دارد كه مراد واقف آن است كه تا ابد به ترتيب باشد ، وقيد ترتيب در اوّل قرينه ء ظاهر است بر اراده ء آن در بعد نيز ، بلكه به « طريق مذكور » كه در آخر عبارت است نيز دلالت مىكند بر اين مطلب .
خلاصه اين كه اگر چه اثبات اين به طريق رجوع به قواعد محلّ گفتگو تواند شد ، و ليكن ظاهر آن است كه طبع سليم وذهن مستقيم به غير از اين ، از اين عبارت نفهمد .
سوّم : آن كه چون ربع وقف اولاد سيد كمال الدين ، وربع وقف اولاد آن دو برادر است ، هر گاه اولاد آنها مشخّص نباشد چه بايد كرد ؟ مراد از اين سؤال دو احتمال دارد ، يكى آن كه جمعى باشند كه معلوم باشند كه اولاد سيد كمال الدين و آن دو برادرند ، و ليكن معلوم نباشد كه كدام يك اولاد سيد كمال الدين وكدام اولاد آن دو برادرند ، و هر يك چند نفر ؟ ديگر آن كه هيچ از اولاد آن سه نفر مشخص نباشند كه هستند يا نيستند ، و بر فرض بودن كيستند ؟ اگر مراد اوّل باشد از براى اين چهار صورت متصوّر است ، يكى آن كه همه ء آن اولاد جاهل به حال باشند و هيچ يك مدّعى اولاد سيد كمال الدين بودن نباشند ، بلكه همه گويند : ما نمىدانيم اولاد هر برادرى كدام است ، يا بعضى را بدانند كه اولاد كدام است و بعضى ديگر مجهول الحال باشند . ( 1 )
هامش
( 1 ) جواب استفتاء ناتمام مانده است .