تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
و اگر شخصى سگ را روانه كند به صيدى و ديگرى بسم الله بگويد كافى نيست و آن صيد حرام است ، ومراد از بسم الله گفتن در اينجا ذكر خدا است بهر نوع كه باشد ، اگر [ چه ] به لا إله إلَّا الله گفتن يا به لفظ فارسى باشد . چهارم : آن كه بدانى كه سبب قتل آن صيد آن سگ معلَّم شده ، پس اگر دو سگ يك صيدى بكشند كه يكى معلَّم باشد و ديگرى نه ، يا يكى خود سر رفته باشد يا بدون بسم الله باشد حلال نخواهد بود . پنجم : آن كه صيد از نظر اين شخص زنده غائب نشود ، كه اگر از زنده غائب شود بعد آن را مرده بيابى حلال نيست ، و حق آن است كه اين بخصوصه شرط نيست ، بلكه شرط است كه بدانى سبب موت آن صيد گرفتن صيد به تنهايى شده ، پس اگر اين را بدانى يا ظنّ غالب داشته باشى حلال است اگر چه غايب باشد ، و اگر ندانى حرام است اگر چه پيدا باشد . ششم : آن كه صيدى را كه كلب مىكشد وحشى باشد ، پس اگر آهوى دست آموزى يا گوسفندى را بكشد حلال نخواهد بود . و چون اين شش شرط متحقّق شد وسگ صيد را گرفت بايد صاحب به تعجيل به قدرى كه متعارف است رو به آن صيد برود ، پس اگر وقتى رسيد كه سگ صيد را كشته آن صيد حلال است هر جاى آن را كه مىخواهد مجروح كرده باشد ، به شرطى كه از مجروح ساختن سگ بوده باشد نه از افتادن از بلندى يا نحو آن . و اگر وقتى رسيد كه هنوز حيات داشته باشد ، پس اگر حيات مستقرّه نباشد و در جان كندن باشد باز مشهور حليّت است ، و اولى و احوط آن است كه در اين صورت نيز اگر ممكن باشد و وقت فرصت بدهد آن را ذبح كند ، و اگر حيات مستقرّه داشته باشد پس اگر ذبح آن ممكن نباشد به اين نحو كه آلتى نداشته باشد ، يا تا برود وتهيّه ء آلت بكند بميرد ، باز بايد تأمّل كند تا سگ آن را بكشد و حلال است ، و اگر ممكن باشد ذبح آن بايد آن را ذبح كند و بدون ذبح حلال نمىشود ، و آن چه مذكور [ شد ] از حليّت صيد مقتول مخصوص است به كلب
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 174 | ملا أحمد النراقي