تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
( 606 ) س 4 : چه مىفرمايند در ذبح زن و طفل غير بالغ ؟ ج : جايز است وذبيحه ء ايشان حلال است ، به شرط آن كه طفل مميّز باشد . ( 607 ) س 5 : چه مىفرمايند در ذبح به كاردى كه از مس باشد ؟ ج : جايز نيست ذبح مگر با آهن ، پس هر گاه ذبح به غير آهن شود اگر چه از فلزّات ديگر باشد چون مس و برنج و نقره و سنگ حرام است آن ذبيحه ، بلى اگر حالت ضرورت باشد يعنى آهن يافت نشود وخواهد ذبحى كند ، خواه مضطرّ به ذبح باشد يا نه ، به هر چيز ديگر كه تيز باشد ذبح مىتواند كرد و حلال است ، وظاهراً خلافى در آن نيست مگر در دندان و ناخن كه خلاف است كه آيا در صورت نبودن آهن ذبح به آنها جايز است يا نه ، و حق عدم جواز است ، هم چنان كه شيخ در خلاف وابن زهره در غنيه ادّعاى اجماع نيز بر آن نموده اند ، و اصل نيز موافق عدم جواز است ، ومخرجى از اصل نيست ، واخبارى كه وارد شده است در صورت نبودن آهن بعضى چيزهاى ديگر را ذكر كرده چون سنگ ونى وشيشه واستخوان ، وتعدّى به غير اينها به واسطه اجماع مركَّب است ، و آن در دندان و ناخن نيست ، واستخوان اگر چه رسيده و ليكن آن بر ناخن صادق نيست ، واراده ء دندان از آن محلّ تشكيك است ، پس خروج از أصل معلوم نيست . ( 608 ) س 6 : آيا جايز است در ذبح جدا كردن سر ذبيحه در حين ذبح يا نه ، و بر فرض عدم جواز آيا ذبيحه حرام مىشود يا نه ؟ ج : خلاف است در جواز جدا كردن سر ذبيحه قبل از خروج روح ، پس جمع كثيرى قائل به حرمت شده اند ، چون ابن جنيد وشيخ مفيد وابن حمزه و قاضى ابن البرّاج وشيخ طوسى در نهايه ، وعلَّامه در مختلف ، وشهيدين و غير آنها ، وجمعى ديگر قائل به كراهت شده اند ، مثل شيخ طوسى در خلاف وابن إدريس ، ومحقّق در شرايع ، وعلَّامه در ارشاد وقواعد وتحرير .