و همچنين خلاف است در حليّت و حرمت ذبيحه كه سر آن جدا شده باشد ، وشيخ در نهايه وابن جنيد وابن زهره وابن حمزه و قاضى آن را حرام مىدانند ، و ديگران حلال مىدانند ، وجمعى كه قائل به حرمت قطع رأس شده اند بعضى از آنها قائل به حليّت اكل آن هستند ، و بعضى قائل به حرمت اكل وجمعى كه قائل به كراهت شده اند نيز بعضى قائل به حرمت اكل هستند ، و بعضى قائل به حليت . وقول به كراهت جدا كردن سر و حرمت ذبيحه در نظر حقير قوى است ، امّا كراهت جدا كردن به جهت اخبارى كه دلالت بر مرجوحيّت آن مىكند و از افاده ء حرمت قاصر است ، به جهت احتمال نفى ، وامّا حرمت اكل به جهت مفهوم موثّقه ء مسعدة بن صدقه ، ( 1 ) و به آن تخصيص مىتوان داد مطلقات حليّت اكل را به صورت اين كه قطع سر عمداً نباشد بلكه بى اختيار واقع شده باشد ، چه در اين صورت نه عمل حرام است و نه اكل ذبيحه ، بلكه مكروه هم نيست بالإجماع والأخبار . ( 609 ) س 7 : كدام سگ است كه صيد آن بدون تذكيه حلال است و چه شرط دارد حليّت صيد به كلب ؟ و آيا حيوانى ديگر از طيور يا غير نيز صيد آن حلال مىشود بدون تذكيه يا نه ؟ ج : بدان كه هر صيدى را كه سگ معلَّم بكشد حلال است به اتفاق علماء وتصريح كتاب وأخبار ، وسگ معلَّم سگى است كه هر وقت آن را به صيد رها كنند وبفرستند برود ، و چون او را بخوانند باز ايستد و بر گردد ، و بعضى گفته اند كه اين در صورتى است كه رو به صيد روان نشده باشد ، و هر گاه رو به صيد رود ، خصوصاً هر گاه نزديك باشد شرط نيست باز ايستادن او در وقت خواندن ، واظهر اشتراط است ، مگر هر گاه بسيار نزديك شده باشد ، چه صيّادان مىگويند
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 172
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص١٧٢
هامش
( 1 ) تلخيص الوسائل ، 13 / 28 .