تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧

و در مرسله ء ديگر : « إن كانت تلك مرماته فلا بأس » . ( 1 ) بلكه اين اخبار خود دليلى برأسه بر حليّت مقتول به تفنگ هستند ، پس اينها دليل سوّم مىشوند . چهارم : به جهت عمومات حليّت صيدى كه مرمىّ كسى باشد ، مثل صحيحه ء حريز « قال : سئل أبو عبد الله عليه السلام عن الرمية يجدها صاحبها في الغد أ يأكل منه ؟ فقال : إن علم أنّ رميته هي التي قتلته فليأكل من ذلك إن كان قد سمّى » ( 2 ) وقريب به اين است صحيحه ء سليمان بن خالد ( 3 ) وصحيحه ء حلبى ، « عن الرجل يرمى الصيد فيصرعه فيبتدره القوم فيقطعونه ؟ فقال : كله . » ( 4 ) وتخصيص رمى به سهم بعد از اطلاق به حسب لغت وعرف راهى ندارد . وشارح مفاتيح استدلال كرده است به حرمت ، به اخبارى كه رسيده است در حرمت مقتول به سنگ وبندق ، و گفته : اين داخل بندق است ، و به آن چه دلالت مىكند به حرمت آن چه به واسطه ثقل وسنگينى مىكشد . واوّل مردود است به منع دخول تفنگ در بندق ، چه آن چيزى بوده غير از تفنگ معروف در اين زمان ، وهمانا آن چيزى است كه حال آن را پفك گويند . و در حديث وارد است هم چنان كه صاحب كفايه نقل كرده است كه : لا يصيد صيداً ولا ينكأ عدوّا ، ولكنّها يكسر السنّ ويثقف العين . ودوّم به اين كه اصلًا چنين اطلاقى نيست كه هر چه به ثقل بكشد حرام است ، بلى در خصوص معراض حديثى هست كه اگر به واسطه ثقلش بكشد حلال نيست ، و اين چه دخل به تفنگ دارد ، حال اين كه تفنگ به واسطه ثقل وسنگينى نمىكشد . والله العالم .

هامش
( 1 ) تلخيص الوسائل ، 13 / 14 .
( 2 ) فقيه ، 3 / 316 .
( 3 ) تلخيص الوسائل ، 13 / 13 .
( 4 ) همان .
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 177 | ملا أحمد النراقي