( 594 )
س 20 : شخصى صيغه ء طلاق زوجه ء خود را در مجلس متعدّد وايّام متعدّده در حضور جمعى مسلمين به طلاق رجعى خوانده ، وحقّ رجوع خود را با بعضى اجناس از مال خود مصالحه نموده به نفقه وكسوه ء زوجه در ايّام عدّه ، وحال مدّعى است كه بينى و بين الله قصد طلاق نكرده ام ومجرّد لفظى بود ، وغرض من تهديد به زوجه ام بوده است ، و اين ادّعا بعد از بيست يوم از وقوع طلاق بود ، حرف زوج مسموع است يا نه ؟
و هر گاه في الواقع ضعيفه ناشزه باشد مصالحه چه صورت دارد .
و هر گاه بعد از ادّعاى زوج زوجه بى مرافعه تصديق زوج خود نموده در عدم قصد طلاق ، و سى چهل روز بعد زن شوهرى كرده ، حال مىتواند تكذيب او بكند يا نه ؟
و بعد تصديق زوجه نظر به اين كه محتاج به مرافعه بوده صيغه ء جديد احتياطاً ضرور است يا نه ؟
ج : مصالحه ء حقّ الرجوع را مطلقاً حقير فاسد و بى اثر مىدانم ، و همان ادّعاى عدم قصد طلاق رجوع است ، وزوجه بر زوجيّت زوج باقى است .
( 595 )
س 21 : آيا بعد از طلاق رجعى حق الرجوع زوج را در مدت عده مطلَّقه جايز است شرعا مصالحه نمود به مقابل مهر مطلَّقه مزبوره يا ساير حقوق مطلَّقه را كه شرعا ثابت است در مدّت عده مىتوان صلح نمود در مقابل حق الرجوع يا نه .
ج : دليلى بر جواز مصالحه حق الرجوع وسقوط آن حق به مصالحه برنخورده ام و آن چه بعضى از معاصرين استدلال نموده ناتمام است وحقير مصالحه حق الرجوع را ناتمام مىدانم ومفيد فايده نمىدانم وبناء حقير در صورتى كه خواهند كه زوج نتواند رجوع كند بر شرط عدم رجوع است در ايام عده در ضمن عقد لازمى اگر چه مصالحه يكمن گندم باشد به مبلغى . در
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 158
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص١٥٨