مشترك لازم نيز ثابت مىشد مثل وقوع نفس طلاق كه قدر مشترك ميان جميع شهادات مسطوره است لهذا حكم به ثبوت جميع لوازم نفس طلاق مىشود بلى اگر همه شهود شهادت بر زوجيت زوجه مسطوره از براى زوج اول در روز ششم ماه بدهند در اين وقت لازم آن كه بقاى عده در قبل از مضى سه ماه از ششم باشد ثابت مىشود وتصور نشود كه معنى شهادت به مستند ( 1 ) اين نيز هست به جهت اين كه اين نيز از لوازم است نه معانى و شهادت بر اين كه روز ششم طلاق واقع نشده مفيد نيست چون نفى است . بلى در اين مقام سخنى ديگر نيز هست و آن فرق گذاردن ميان حصول علم است در شهادت فرق مذكوره وعدم حصول علم . بيان اين مطلب آن است كه حكم به شهادت عدلين چون از بابت تعبد است و بايد اقتصار كرد در آن به قدرى كه تعبد به آن ثابت شده لهذا اقتصار مىكنيم در حكم ببقاء عده بر صورت توافق شهود در روز طلاق و در غير اين مورد دليلى بر لزوم قبول شهادت نداريم اما هر گاه از شياع علم از براى حاكم شرع حاصل شود بوقوع طلاق در احد ايام محصوره ميان هفت و يازده مىتواند حكم بكند به بقاى عده اين طلاق قبل از مضى سه ماه ، چه آن لازم معلوم اوست كه وقوع طلاق در احد ايام مذكوره است اما هر گاه مناط عدلين باشد اين سخن جارى نيست زيرا كه ثبوت به عدلين به محض فرموده شارع است وقائم مقام علم است هر جايى كه قبول آن از شرع ثابت [ باشد ] و در چنين جايى جواز حكم به ثبوت احد ايام به عدلين دليلى ندارد . و اما مسأله ثانيه ، بعد از آن كه عدلين به اين نحو شهادت بدهند مفيد است زيرا كه مشهود به هر دو يك چيز مىشود و آن وقوع طلاق در احد يومين است پس اين امر به مقتضاى شهادت عدلين ثابت مىشود [ و لازم ] آن بقاى عده اين طلاق است قبل از تمام شدن سه ماه از هر دو . والله العالم .
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 161
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص١٦١
هامش
( 1 ) شايد كلمه « مسطوره » به جاى « به مستند » صحيح باشد .