تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧

نمىكند ، زيرا كه شكَّى نيست كه تحقّق رجوع امرى است مخالف اصل ، پس حكم به تحقّق آن نمىشود مگر به آن چه يقين شود كه سبب آن مىشود ، وقدر يقينى الفاظ دالَّه ء بر رجوع به نكاح سابق است نه مطلق زوجيّت . اگر گفته شود : اصل بقاء زوجيّت ، و يا اصل حليّت نظر ووطى است به زوجه ء مطلَّقه ء رجعيّه ، وارتفاع اينها بعد از انقضاى عدّه وزمان تمتّع در صورت تحقّق نكاح تمتع يقين نيست . مىگوييم كه : شكَّى نيست كه طلاق با انقضاى عدّه يقيناً سبب ارتفاع اينها مىشود به شرط عدم رجوع ، پس رجوع مانع است ، و تا علم به مانع هم نرسد حكم به ترتّب مسبّب بر سبب مىشود بالإجماع ، زيرا كه اصل عدم تحقّق آن است ، و اصل نيز دليل شرعى است . ( 593 ) س 19 : هر گاه زيد زوجه ء خود را طلاق داده باشد و در ايّام عدّه پشيمان شده باشد ، و در خانه اى كه زوجه سكنى داشته رفته باشد ، و به مادر زوجه و شوهرش گفته در حضور زوجه ء مطلَّقه ء خود كه : من از طلاق گفتن خود پشيمان شدم ورجوع كردم ، و بعد از چندى خواسته باشد زوجه اش را به خانه ء خود برد ، زوجه ء مذكوره ادّعا نمايد كه عدّه ء من سر آمده ، مادامى كه مرا رضا نكنى و عقد مجدّدى اتّفاق نيفتد به خانه ء تو نمىآيم ، وزوجه ووالده اش و شوهر مادرش منكر رجوع زوج شده باشند ، آيا شرعاً والحالة هذه زوج تسلَّط به زوجه دارد كه بگويد : مادامى كه قسم ياد ننمايى كه من در ايّام عدّه به خانه ء تو نيامده ام و نگفته ام كه از طلاق پشيمانم ورجوع كردم انكار ( 1 ) تو را نمىكنم ، يا نه ؟ ج : در صورت مسطوره مادامى كه زوج رجوع خود را ثابت نكند در عدّه تسلَّطى بر زوجه ندارد مگر به قسم بر عدم رجوع .

هامش
( 1 ) انكار