تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
اين صورت مىگوييم رجوع جايز نيست و چون نهى در معاملات را موجب فساد مىدانم اگر رجوع كند اثرى بر آن رجوع مترتب نخواهد شد ورجوع نخواهد بود والله العالم . ( 596 ) س 22 : آيا در طلاق خلعى مطلق كراهت از جانب زوجه كافى است يا آن كه كراهة به نحوى است كه اگر طلاق داده نشود منجر به زنا يا حرام ديگر مىشود . ج : ظاهر آن است كه مجرد كراهت در صحت خلع كافى نباشد و ليكن لازم نيست كه اگر طلاق داده نشود منجر به زنا شود بلكه علاوه بر كراهت شرط است تلفظ زوجه وزوج به الفاظ ركيكه مثل اين كه بعد از اين اطاعت هيچ امرى از تو را نخواهم كرد و از تو ديگر غسل جنابت نخواهم نمود و به فراش تو غيرى را نمىخواهى راه خواهم داد و ظاهر آن است كه اگر همان عبارت اوّل را هم بگويد يعنى هيچ امر تو را اطاعت نخواهم كرد در صحت خلع كافى است . ( 597 ) س 23 : چه مىفرمايند كه ضعيفه مطلَّقه كه عدّه آن بايد سه ماه باشد موافق شريعت ، خود را به عقد نكاح مردى در آورد به ادعاى انقضاى عده ، اهل محل كه اطلاعى بر حال آن زن داشته مدعى بشوند كه عده منقضى نشده وشخصى حسبة لله در مقام اثبات اين مطلب برآيد و اقامه شهود نمايد كسانى كه در مجمع طلاق حضور داشته پنج فرقه شوند فرقه اى گويند طلاق در روز هشتم ربيع الاول هذه السنه بوده وطايفه اى گويند در روز دهم بوده وجمعى گويند در روز نهم بوده و بعضى گويند در روز يازدهم بوده وجماعتى گويند ما مىدانيم از روز هفتم كمتر نبوده هر فرقه بحسب تذكر خود و شهادت هر يك از اين فرقه ها مثبت وقوع طلاق در آن روز معين آنها نمىتواند شد به جهت عدم وجود دو عادل در فرقه آيا از شهادت همه با هم ثابت مىشود بقاى عده به علت وجود دو عادل بلكه بيشتر در همه فرق ، بلكه از جمله متواتر معنوى هم مىشود به جهت اين كه بنا بر اقل روزها روز هفتم