تعريف يا احتمال الجاءِ ( اجبار ) زوجه از پدر يا مادر يا امثال اينها برود احتياط شده باشد و هر گاه زوجه دختر باكره بالغه باشد و پدر داشته يك دفعه به وكالت دختر به تنهايى و يك دفعه به وكالت از جانب پدر ولاية به اين نحو زوّجت وأنكحت بنت موكلى بولاية عليها موكلك على الصداق المعلوم و يك دفعه هم به وكالت هر دو يا با شراكت به اين نحو كه أنكحت وزوّجت ام كلثوم وكالة عنها وعن ابيها بولاية عليها موكلك على الصداق المعلوم والله العالم .
بسم الله الرحمن الرحيم چون اقل طلبه واذلّ خليقه نظر به اين كه به جواب سؤالات مرقومه برخوردم تقليد رأى شريف را هنگام مطالعه لازم اما به واسطه عدم كتاب از ملازمان خواه اصول استدلاليه وخواه فروع و احكام سطحيه معطَّل مانده ام لهذا به زحمت بندگان بر آمده ام و به سؤالات ديگر زبان زد خامه به عرض برخى از مطالب استدعايى نموده .
( 570 )
س 61 : چه مىفرماييد در اين مسأله كه زيد رقباتى جزء صداق زينب نموده يعنى صفقةً رقبات را به عوض معين مبايعه نموده به وكيل مسمّات مذكوره مسطوره از جمله كنيزى به سن ووصف معين كه رافع جهالت بوده به مبلغ بيست تومان فضه فروخته ، امروز همان كنيز را في المثل به چهل تومان از قرار قيمت سوقيه مىفروشند مسمات مزبوره به زوج خود مىگويد كنيز را مىخواهم وزوج مىگويد كنيز را نمىدهم به واسطه اين كه ضرر من مىشود همان قيمتى كه در عقدنامچه نوشته شده مىدهم يا از اين طرف تنزلى در قيمت آن به هم مىرسد كه پنج تومان قيمت آن است امروز در اصل عقدنامچه همان بيست تومان ذكر شده زوجه از گرفتن كنيز ابائى دارد ومطالبه عقدنامچه را خواهد كدام يك قوتى دارد ؟ بيان فرماييد .
ج : سه صورت در اينجا متصور است زيرا كه :
يك بار آن است كه صداق را به نقد مىكند مثل اين كه نكاح مىكند به يك صد تومان صداق و بعد از اجراء عقد وصد تومان مال زوجه شدن به عوض اين صد تومان ، زوج اشيايى چند به زوجه مىفروشد به مبلغ معينى مثل زمين فلان را
رسائل ومسائل ( فارسي ) — صفحة 117
مساهمون: ملا أحمد النراقي
ص١١٧