مبحث سوم اشتراك لفظى در لغت
تعريف آن
« اشتراك لفظى به معناى تعدد معانى حقيقيهء يك لفظ در يك زبان واحد است » مانند لفظ « عين » كه براى چشم و چشمه و چشم ترازو و غير اينها به كار مىرود . و نيز مانند لفظ « قرء » كه براى حيض و طهر ( پاكى از حيض ) به كار مىرود . و نيز الفاظ ديگر كه در زبان عربى بسيار زيادند و لذا ديگر نيازى نيست كه اثبات كنيم مشترك لفظى در زبان عربى وجود دارد .
و اينكه ما در تعريف گفتيم « معانى متعدد است » براى اين است كه اشتراك معنوى را از تعريف فوق خارج كنيم . و « اشتراك معنوى به معناى تعدد افراد يك معناى حقيقى واحد در يك لفظ واحد است » مانند لفظ « انسان » كه بر كليهء افرادش صادق است .
و اينكه قيد « حقيقيه » را در تعريف آورديم ، براى اخراج « معانى مجازيه » است ، چرا كه معانى مجازى از باب اشتراك نيست بلكه لفظى كه در معناى مجازى و غير حقيقى استعمال مىشود به كمك قرينه است نه به خاطر وضع . و اينكه گفتيم « در لغت واحد » به خاطر اين است كه تعدد معنا براى لفظ واحد در لغات و زبانهاى گوناگون ، از قبيل اشتراكى كه مقصود ماست ، نمىباشد . مثلا : كلمهء « شهر » در زبان عربى به معناى « ايام معدودة » [ 29 يا 30 روز ] است ولى در زبان فارسى به معناى « مدينه » است و مانند اين لفظ در زبانها ، فراوان است . و مقابل اشتراك لفظى « ترادف » است يعنى « تعدد لفظ با معناى حقيقى واحد » مثل « ليث » و « اسد » كه در زبان عربى براى حيوان درندهء معروف وضع شدهاند .