تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول الاستنباط في أصول الفقه وتأريخه باسلوب حديث ( اصول استنباط ) ( فارسى ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
ولايت مورد ندا قرار مىگيرد . ولى مردم آن چهار چيز را گرفتند و اين يكى را رها كردند . و حال آنكه اگر كسى همهء روزهايش را روزه بگيرد و شبها را به عبادت بيدار بماند و بدون ولايت بميرد ، از او هيچ روزه و هيچ نمازى قبول نمىشود » . در اين حديث امام معصوم ( ع ) اسماء عبادات را بر فاسد اطلاق نموده ، چرا كه مفروض اين است كه عبادت بدون ولايت ، فاسد است . 5 - قول معصوم ( ع ) كه مىفرمايد : « اى حائض ، نماز را در حال قرء [ حيض ] رها كن » . در اين روايت امام ( ع ) بر نماز فاسد ، اسم صلاة را اطلاق نموده است . 6 - صحيح بودن تعلّق نذر به ترك نماز در مكانى كه نماز خواندن در آن مكروه است و حصول حنث [ شكستن نذر ] از راه مخالفت ، با اينكه نماز فاسد است . و قول اقرب از اين دو قول ، اوّلى است ( وضع براى صحيح ) . بدين بيان كه ماهيات عبادات ، از ابتدا براى مردم معلوم نبوده است و اين شارع است كه آنها را اختراع كرده و براى آنها اسامىاى قرار داده است . و اين ، براساس آن مطلبى است كه در حقيقت شرعيه توضيح داديم . سپس شارع مردم را مكلّف به اين عبادات فرموده است . و معلوم است كه در اولين استعمال شارع ، وى آنها را در معناى صحيح به كار برده نه در فاسد ، چرا كه استعمال در ابتدا به منظور مكلّف كردن مردم به اين ماهيات اختراعى بوده است . و بديهى است كه اگر كسى - مثلا - آلات و ابزارى را اختراع كند و آنها را با هم تركيب كند به گونه‌اى كه عمل و اثر خاصى را ايجاد كنند و براى آن مركب ، اسم خاصى را ابداع نمايد و يا به مناسبتى رويش اسم بگذارد و سپس در فاصلهء زمانى كمى ، حقيقت شود ، روشن است كه واضع اين اسم را جز بر چيزى كه آن اثر را داشته باشد ، نمىنهد و آن را - براى نخستين‌بار - جز در مورد آن چيز داراى اثر به كار نمىبرد . آرى ، پس از گذشت مدتى ، ممكن است آن اسم در زبان واضع و يا در زبان عرف در مورد شيئى به كار رود كه فاقد بعضى اجزاء و آلات است و اين استعمال با عنايت ، مجازى و بخاطر مشابهت عرفى است . و امّا استدلال قائلين به اعم ، از راه تبادر و عدم صحت سلب ، مسلّم نيست .