تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول الاستنباط في أصول الفقه وتأريخه باسلوب حديث ( اصول استنباط ) ( فارسى ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣

خلاصه

الف ) وضع يا تعيينى است بدين معنا كه واضع ، لفظى را براى معنايش به قصد وضع ، قرار دهد . و يا تعيّنى است بدين معنا كه گوينده ، لفظى را در معنايى - نه به قصد وضع - به كار ببرد و سپس مردم آن را در آن معنا زياد استعمال كنند تا آنجا كه اين معنا بدون قرينه از آن لفظ ، متبادر شود . ب ) واضع اصل لغات در ابتداء ، خداوند است و سپس او در آدميان ، قوهء تفريع و توسيع را قرار داده است تا آنجا كه سرانجام زبان‌هاى مختلف به حسب پراكندگىهاى گروهى انسان‌ها ، پديد آمده است . ج ) اصل در كلمات ، اسماء هستند و افعال متفرع بر اسماءاند و حروف ، روابطى بين آن دو دسته‌اند . د ) حقيقت شرعيه از راه وضع تعيّنى در ابتداء دعوت اسلام ، ثابت است و بنابراين ، الفاظ شرعى در كلام شارع ، بر معانى شرعيه‌شان حمل مىشوند .

تمرينات

1 - تعريف حقيقت شرعيه چيست ؟ 2 - اقسام وضع كدام است و واضع كيست ؟ 3 - آيا حقيقت شرعيه ثابت است يا نه ؟ 4 - كيفيت وضع الفاظ شرعى براى معانى جديد شرعى آنها توسط شارع چگونه است ؟ 5 - بر ثبوت حقيقت شرعيه چه اثرى مترتب مىشود و نيز اثر بر عدم حقيقت شرعيه چيست ؟