تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول الاستنباط في أصول الفقه وتأريخه باسلوب حديث ( اصول استنباط ) ( فارسى ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
حال پس از اين مطلب ، بدان كه اصوليون در ثبوت و عدم حقيقت شرعيه اختلاف دارند ولى حق ، ثبوت آن است . ولى نه به اين معنا كه شارع اين الفاظ را ابتداء به صورت وضع حقيقى در اين معانى اختراعىاش وضع كرده باشد بلكه بدين معنا كه شارع در ابتداى كار ، اين الفاظ را در معانى شرعى مناسب با معانى لغوى آنها مجازا و با قرينه به كار برده است . و سپس به‌طور مكرّر آنها را در اين معانى جديد با فاصلهء زمانى كم ، استعمال نموده و كلّا معانى لغوى را ترك كرده است و لذا به تدريج بدون قرينه از زبان شارع ، همين معانى جديده فهميده شده است . چرا كه مخاطبين كم‌كم با اصطلاحات شارع آشنا شده و لذا همين معانى جديد بدون قرينه به ذهن مخاطبين تبادر كرده است و اين جريان در زمانى جدا كوتاه در ابتداى تشريع واقع شده است و معناى حقيقت شرعيه ، همين است . و توضيح مطلب اين است كه مثلا لفظ صلاة و صوم اولين بار كه بيان شده ، در قرآن و يا در زبان جبرائيل از جانب خداى متعال بوده كه وجوب آنها را به پيامبر ( ص ) ابلاغ نموده است . و قطعا معناى شرعى از اين الفاظ قصد شده است و حتما قرائن حاليه يا مقاليه‌اى وجود داشته مبنى بر اينكه اين معانى از آن الفاظ اراده شده است . سپس همين امر در قرآن و در زبان جبرائيل و در زبان پيامبر ( ص ) براى مسلمانها همراه با قرائن در ابتداى دعوت اسلام تكرار شده است . و پس از چند روزى ، مسلمانها از طريق اين تكرارها در اوقات نزديك به هم ، با اصطلاحات شارع آشنا شده‌اند . و لذا اين معانى در ذهن آنها متبادر شده است . و مراد از حقيقت شرعيه ، همين معناست . و اثر و ثمرهء ثبوت حقيقت شرعيه اين است كه همهء الفاظى كه در قرآن و در زبان پيامبر ( ص ) وارد شده ، بدون اشكال بر معانى شرعيه حمل مىشود . و با همين مقدار بحث ، ما بىنيازيم كه قيل و قال‌ها را ذكر و اقوال را دفع كنيم . * * *
أصول الاستنباط في أصول الفقه وتأريخه باسلوب حديث ( اصول استنباط ) ( فارسى ) — صفحة 61 | على شيروانى / السيد علي نقي الحيدري الكاظمي / غرويان