تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول الاستنباط في أصول الفقه وتأريخه باسلوب حديث ( اصول استنباط ) ( فارسى ) — صفحة 543

مساهمون:

ص٥٤٣
1 . تقليد از اعلم مطلقا واجب است و بايد از وى جستجو شود . 2 . تقليد از اعلم مطلقا واجب نيست ، بلكه انسان ميان تقليد از اعلم و عالم مخير است ، هرچند تقليد از اعلم ، بهتر است . 3 . اگر مجتهد اعلم را به‌طور مشخص مىشناسيم تقليد از وى واجب است ، و اگر اجمالا مىدانيم يكى از مجتهدان ، اعلم است [ اما شخص او را نمىشناسيم ] ، در صورتى كه به تفصيل يا به اجمال بدانيم ميان او و مجتهد پايين‌تر اختلاف در فتوا وجود دارد ، فحص و جستجو براى پيدا كردن وى واجب است ؛ و اگر ندانيم كه برخى اعلم از برخى ديگراند يا نه ، و يا ندانيم فتواى ايشان مختلف است يا نه ؟ در انتخاب مرجع تقليد ، مخيّر خواهيم بود . و اگر اولى را بدانيم و در دومى شك داشته باشيم ، و يا به‌عكس آيا باز هم مخيّريم ؟ دو وجه و بلكه ظاهرا دو قول در مسئله وجود دارد . اين مسئله ، يعنى تقليد از اعلم ، ميدان آراى گوناگون فقهاست . و نزديك‌تر به صواب همان قول دوم است و دليل ما برآن ، اين است : اوّلا : از آنجا كه تقليد از باب رجوع به اهل خبره مىباشد عقلا و عرفا الزامى در اين باب بر رجوع به اعلم وجود ندارد ، و به همين دليل است كه عقلا مراجعه به غير اعلم را تقبيح و نكوهش نمىكنند . براى مثال ، اگر شخصى خانه‌اى را براساس رأى معمارى كه بهتر از او نيز يافت مىشود ، مىسازد ، كسى كارش را تخطئه نمىكند ؛ همچنين است كسى كه با نجّار متوسطى رايزنى مىكند ، بلكه حتى در امور مهم نيز مشاهده مىكنيم كه عقلا به كسانى كه بهتر از ايشان يافت مىشوند ، مراجعه مىكنند و كسى بر ايشان خرده نمىگيرد ، مانند مراجعه به پزشك ، با آنكه متخصص‌تر از او نيز وجود دارد . در واقع ، عقلا بر درستى چنين كارى اتفاق دارند . آرى ، ايشان مراجعه به فرد برتر را بهتر مىدانند . اشكال : پس شما در باب امامت تقديم فرد پايين‌تر بر فرد بالاتر را نمىپذيريد ؟ چه فرقى ميان امامت و تقليد وجود دارد ؟
أصول الاستنباط في أصول الفقه وتأريخه باسلوب حديث ( اصول استنباط ) ( فارسى ) — صفحة 543 | على شيروانى / السيد علي نقي الحيدري الكاظمي / غرويان