4 . سخن امام ( ع ) به شعيب عقرقوفى : « بر تو لازم است كه به اسدى ( يعنى ابا بصير ) مراجعه كنى » .
5 . سخن امام ( ع ) به على بن مسيّب : « بر تو لازم است كه به ذكريا بن آدم ، كه در دين و دنيا مورد اطمينان است ، مراجعه كنى » .
6 . سخن امام ( ع ) به ابان بن تغلب : « در مسجد مدينه بنشين و براى مردم فتوا بيان كن . من دوست دارم كه مثل تو را در ميان شيعيان خود ببينم » .
7 . توقيع شريفى كه از حضرت حجت ( عج ) - در پاسخ به پرسش اسحاق بن يعقوب دربارهء مشكلاتى كه برايش پيش آمده - نقل شده است - آنگونه كه در كتاب غيبت ، اكمال الدين و احتجاج آمده - كه در ضمن مرقومهء آن حضرت آمده است : « اما در حوادثى كه روى مىدهد به راويان احاديث ما مراجعه كنيد كه ايشان حجت من بر شما و من حجت خدا [ بر ايشان ] هستم » .
8 . روايتى كه در احتجاج از تفسير امام عسكرى ( ع ) آمده كه آن حضرت در ضمن حديثى بلند فرمود : « [ مردم عادى و ] عوام مىتوانند از فقيهى كه داراى صيانت نفس بوده دينش را حفظ مىكند و با هواى نفس مخالفت كرده امر مولايش را اطاعت مىكند ، تقليد كنند » .
مجموعهء اين چند دسته از روايات ، موجب يقين و قطع به مطلوب مىشود ، حتى اگر سند و يا دلالت برخى از آنها ضعيف باشد ، زيرا علما به اين روايات عمل كردهاند و روش صالحان براساس آن شكل گرفته است و اين امر ، ضعف آنها را جبران مىكند ؛ علاوه بر آنكه سيرهء عقلا بر مراجعه به اهل خبره ، كه همهء انسانها برآن اتفاق دارند ، مؤيّد آنهاست .
دربارهء تقليد از اعلم
علما در وجوب و عدم وجوب تقليد از مجتهدى كه دانش بيشترى دارد [ - اعلم ] چند قول مختلف دارند :