تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول الاستنباط في أصول الفقه وتأريخه باسلوب حديث ( اصول استنباط ) ( فارسى ) — صفحة 505

مساهمون:

ص٥٠٥
موارد ، علما در حاكم يا وارد بودن برخى ادلّه اختلاف‌نظر دارند . و اين اصطلاحى است كه ميان متأخرين پديد آمده است و اگر آن دو را به يك معنا باز گردانند ، مناسب‌تر است و در اصطلاح ، نزاعى نيست .

3 . جمع دلالى ميان متعارضان

آيا مىتوان دو دليل متعارض را ، پيش از اجراى مرجّحات و پيش از حكم به تخيير ميانشان ، به تأويل برد ؟ برخى گفته‌اند : آرى . اما اين پاسخ ، به صورت مطلق ، با اشكال مواجه است ، چون گشودن باب تأويل درصورتىكه قرينه‌اى برآن نباشد يا براى عرف آشنا باشد ، باب ترجيح را كه روايات برآن دلالت كرده و بيشتر علما آن را پذيرفته‌اند ، خواهد بست ، چرا كه هر دو دليل متعارضى را كه در نظر بگيريم ، مىتوانيم هر دو يا يكى از آنها را به‌گونه‌اى به تأويل بريم . و در اين صورت ، مورد ترجيح ميان ادلّهء متعارض كجا خواهد بود ؟ براى مثال ، اگر در دليلى بيايد « عالمان شهر را دعوت كن » . و در دليلى ديگر بيايد « عالمان شهر را دعوت مكن » . نمىتوان بدون هيچ قرينه ، شاهد ، انصراف و يا آشنايى عرف ، دليل نخست را بر عالمان سمت راست شهر و دليل دوم را بر عالمان سمت چپ شهر حمل كرد . آرى ، اگر تأويلى باشد كه براى عرف آشنا باشد ، اشكالى ندارد و اين است معناى اين جملهء اصوليان كه : « جمع كردن ميان ادله بهتر از كنار نهادن آنهاست » . آرى ، اگر صدور هر دو دليل قطعى باشد ، مانند دو آيه از قرآن يا دو روايت متواتر ، و نتوان ظاهر آن دو را باهم جمع كرد ، تأويل بردن هر دو يا يكى از آنها برحسب مناسبات ، واجب خواهد بود ، چرا كه كنار نهادن چنين دليلى ممكن نيست .

تخيير در صورت تكافؤ متعارضان

پس از روشن شدن مطالب ياد شده ، مىگوييم : دو دليل متعارض در صورتى متكافئ هستند كه يكى از آنها بر ديگرى امتيازى نداشته باشد كه موجب رجحان
أصول الاستنباط في أصول الفقه وتأريخه باسلوب حديث ( اصول استنباط ) ( فارسى ) — صفحة 505 | على شيروانى / السيد علي نقي الحيدري الكاظمي / غرويان