8 . سخن امام ( ع ) دربارهء كسى كه پس از فراغ از وضو در آن شك كند ، فرمود : « او هنگامى كه وضو مىسازد متذكرتر از هنگامى است كه شك مىكند » .
9 . صحيحهء على بن جعفر از برادرش [ موسى بن جعفر ] ( ع ) گفت : از او دربارهء مردى پرسيدم كه وضو دارد و آنگاه شك مىكند كه بر وضو هست يا نه ؟ فرمود :
« هرگاه در حال نماز متذكر آن شد ، از نماز منصرف مىشود و آن را اعاده مىكند ، و اگر پس از فراغ از نمازش متذكر آن شد همان مجزى است [ و كفايت مىكند ] » .
10 . سخن امام ( ع ) دربارهء شك در نماز پس از خارج شدن از وقت آن : « و اگر پس از خارج شدن از وقتش باشد حائلى در كار آمده و ازاينرو ، اعاده ندارد » .
اينها عمدهء رواياتى است كه در اين باب بدان تمسّك شده است ، و شما با تأمل در همهء آنها مشاهده مىكنيد كه اين روايات به يك معنا اشاره دارند و آن عبارت است از :
« اعتنا نكردن به شك در وجود چيزى يا شك در وجود شىء صحيح ، پس از گذشتن از آن و وارد شدن در غير آن » .
بنابراين ، شك در وجود شىء ، گذشتنش به گذشتن محلّ شرعى آن است و شك در وجود شىء صحيح ، گذشتنش به گذشتن بجا آوردن آن است ؛ و نحوهء تعبير در روايت اوّل و دوم ، كه مستند قاعدهء تجاوز هستند ، همان نحوهء تعبير در بقيهء روايات است كه بر قاعدهء فراغ دلالت دارد ؛ و همان گونه كه جريان قاعدهء نخست ، مشروط به داخل شدن در كارى ديگر است ، در روايت دوم نيز اين شرط معتبر است ، چنانكه آغاز روايت چهارم برآن دلالت دارد و پايان آن به قيدى كه آغاز روايت برآن دلالت دارد ، مقيّد مىگردد . روايت ششم و بلكه روايت هفتم نيز بر اين امر دلالت دارد ، چون اين سخن امام ( ع ) [ در روايت هفتم ] كه « فذكرته تذكرا ؛ آنگاه متذكر آن گشتى » بيانگر آن است كه زمانى نه چندان كوتاه از نماز و طهور گذشته است . و روشن است كه در اين هنگام مكلّف به ناچار وارد حالى ديگر شده است . بلكه در روايت دهم نيز اشعارى بدين معنا هست ، چون امام فرموده : « دخل حائل ؛ حائلى در كار آمده » كه اشعار بدان دارد كه حصول حائل در عدم اعاده مؤثر است ، هرچند مورد اين روايت ، شك پس از خارج شدن وقت مىباشد .
أصول الاستنباط في أصول الفقه وتأريخه باسلوب حديث ( اصول استنباط ) ( فارسى ) — صفحة 485
مساهمون: على شيروانى
ص٤٨٥