تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول الاستنباط في أصول الفقه وتأريخه باسلوب حديث ( اصول استنباط ) ( فارسى ) — صفحة 463

مساهمون:

ص٤٦٣
نمىبخشد . آرى ، اگر احتمال دهد كه در زمان غفلت ، پيش از نماز ، وضو ساخته است ، قاعدهء فراغ جارى مىگردد و نماز وى صحيح خواهد بود ؛ چون در اين صورت ، مانند مسألهء نخست خواهد بود ، به دليل آنكه حدث استصحاب شده ، مانند امر يقينى است .

4 . استصحاب كلّى

همان گونه كه استصحاب در شىء معيّن و خاص جارى مىشود گاهى در امر كلّى جامع ميان چند چيز نيز جارى مىشود ، و آن بر سه قسم است . نخست : به وجود يك فرد از افراد كلّى يقين كند و سپس در بقاى آن فرد دچار شك شود . در اينجا مىتوان خود فرد را استصحاب كرد و نيز مىتوان كلّى آن فرد را استصحاب كرد . براى مثال ، اگر مكلّف يقين كند كه خوابش برده [ و در نتيجه ، وضويش باطل شده ] ، و شك كند كه آيا پس از خواب ، وضو ساخته است يا نه ، مىتواند خود حدث خواب را استصحاب كند ، و نيز مىتواند كلّى حدث اصغر را استصحاب كند . دوم : يقين كند به وجود فردى كه مردد است ميان موردى كه قطعا زايل شده و موردى كه زوالش قطعى نيست ؛ ظاهرا در اينجا نيز در كلّى جامع ميان دو فرد ، استصحاب جارى مىشود . براى مثال : كسى يقين دارد كه يا خوابيده و يا جنب شده ، و سپس وضو ساخته است . در اينجا ، اگر حدث او ، خواب باشد ، با وضو اثرش از بين رفته است ، و اگر جنابت باشد ، اثرش باقى است ، [ چون وضو ، حدث جنابت را بر طرف نمىسازد ] . در اينجا ، استصحاب كلّى حدث جارى مىشود و در نتيجه ، بر او لازم است كه غسل كند . بلكه حتى اگر وى احتمال غسل را بدهد به‌گونه‌اى كه شك در بقاى جنابت خود داشته باشد ، باز هم استصحاب جارى مىشود . سوم . به وجود فردى و نيز به زوال بعدى آن يقين كند ، لكن احتمال دهد كه در زمان وجود فرد اول و يا هم‌زمان با زوال آن ، فردى ديگر از همان جنس وجود يافته باشد ، و يا احتمال دهد مرتبه‌اى ديگر از همان فرد اوّل پس از زوال مرتبهء نخست آن ،