بهكاررفته ، و منشأ اختلاف ، تفاوت در چيزهايى است كه داده شده است ؛ زيرا دادن هر چيزى متناسب با خود آن است . مثلا در جملهء « خداوند به شما چيزى داد كه در همهء دورانها به هيچكس نداد » مراد از « ايتاء » قطعا دادن است ، اما مقصود از آن دادن مال ، يعنى تسليم كردن مال ، نيست ، بلكه مقصود دادن فضل و علم و كمالات و درجات است و آن عبارت است از آراسته ساختن فرد به اين فضايل . [ بنابراين ، دادن ، در مورد كمالات نفسانى به معناى آراسته ساختن فرد به آن كمالات است ] . و اين به خاطر اختلاف در چيزى است كه داده مىشود .
برخى از اصوليان به آيات ديگرى براى اثبات برائت تمسّك كردهاند كه نزد من دلالتشان روشن نيست . [ برخى از اين آيات عبارتند از ] :
1 ) آيهء : « و ما تا پيامبرى برنينگيزيم به عذاب نمىپردازيم » « 1 » . اين آيه با بحث ما ارتباطى ندارد ؛ زيرا اين آيه عذاب كردن پيش از برانگيختن پيامبر را نفى مىكند ، و محلّ بحث ما شكّ مكلّف پس از آمدن پيامبر است .
2 ) آيهء « بگو : در آنچه به من وحى شده است ، بر خورندهاى كه آن را مىخورد هيچ حرامى نمىيابم ، مگر آنكه مردار يا خون ريخته يا گوشت خوك باشد » « 2 » . اين آيه نيز مانند آيهء پيشين است ، زيرا به پيامبر ( ص ) اختصاص دارد ؛ و هرگاه بر پيامبر ( ص ) محرمات معلوم و شمردهشدهاى وحى شده باشد ، درصورتىكه ما آنها را بشناسيم ، نبايد از آنها تجاوز و تعدّى كنيم ، و اين از محلّ بحث ما ، يعنى شك در آنچه به پيامبر وحى شده ، بيرون مىباشد .
3 ) آيهء : « و شما را چه شده كه از آنچه نام خدا برآن برده شده نمىخوريد ؟ با اين كه [ خدا ] آنچه را بر شما حرام كرده - جز آنچه بدان ناچار شدهايد - براى شما به تفصيل بيان نموده است » « 3 » .
هامش
( 1 ) . سورهء اسراء ، آيهء 15 .
( 2 ) . سورهء انعام ، آيهء 145 .
( 3 ) . سورهء انعام ، آيهء 119 .