تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول الاستنباط في أصول الفقه وتأريخه باسلوب حديث ( اصول استنباط ) ( فارسى ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩

فصل سوم شك

مقدمه

در آغاز بخش دوم اين كتاب گفتيم كه مكلّف مجتهد ، نسبت به هر حكمى از احكام خود [ از سه حال بيرون نيست ] ، يا به آن قطع دارد ، يا به آن ظنّ دارد ، و يا نسبت به آن شك دارد . در فصل اول و دوم ، پاره‌اى از احكام قطع و ظنّ را آورديم . اما شك ؛ شارع مىتواند براى حالت شك اصول فراوانى را مقرّر بدارد ، يا عقل چنين كند . اما پس از استقراى موارد حكم عقل و شرع ، فقط چهار اصل مهمّ به دست آمد ، كه عبارتند از : 1 . استصحاب ، بنا بر برخى از اقوال ؛ 2 . برائت ؛ 3 . احتياط ؛ 4 . تخيير . اين‌ها اصولى است كه در مقام استنباط تا حدودى در همهء ابواب فقه جريان دارد . شايد حصر موارد جريان اين اصول چهارگانه ، عقلى و مردّد ميان نفى و اثبات باشد ؛ زيرا در شك يا حالت سابق بر شك لحاظ مىشود ، و يا لحاظ نمىشود . در صورت نخست ، استصحاب جارى مىشود . و اما صورت دوم ، يعنى جايى كه حالت نخست
أصول الاستنباط في أصول الفقه وتأريخه باسلوب حديث ( اصول استنباط ) ( فارسى ) — صفحة 309 | على شيروانى / السيد علي نقي الحيدري الكاظمي / غرويان