مىكند به امتثال ظنّى و اخذ به احكام مظنون يا راههاى ظنّى ، و اين است معناى « حكومت » ؛ اصطلاحى كه اصوليان متأخر در اين بحث به كار بردهاند . زيرا اين عقل است كه به هنگام بسته بودن باب علم به احكام ، به وجوب عمل به ظنّ حكم مىكند ؛ يا اينكه مىگوييم : نتيجهء مقدمات انسداد ، آن است كه عقل كشف مىكند كه شارع در صورت بسته بودن باب علم ، ظنّ به احكام را راهى براى شناخت تكاليف قرار داده است ، و اين معناى اصطلاح « كشف » در اين مقام است ، يعنى عقل حكم شارع را ، مبنى بر پيروى كردن از ظنّ به هنگام انسداد باب علم به احكام ، كشف مىكند .
خلاصه
در احكام شرعى ، ظنّ حجّت نيست ، مگر ظنون حاصل از امور زير :
1 . ظواهر الفاظ كتاب و سنّت .
2 . قول لغوى .
3 . اجماع منقول .
4 . خبر واحدى كه ثقه آن را نقل مىكند .
تمرين
1 . دليل حجيّت ظاهر قرآن و پاسخ ادلهء اخباريان ، كه آن را نمىپذيرند ، بيان كنيد .
2 . آيا سخن لغتشناس كافر ، درصورتىكه از سخن او براى انسان اطمينان حاصل شود ، در احكام حجّت است ؟
3 . بهترين مبنا دربارهء حجيّت اجماع محصّل كدام است ؟
4 . اگر فقط فقهاى يك عصر بر حكمى اتفاق كنند ، آيا چنين اجماعى حجت است ؟
5 . نحوهء استدلال به آيهء نبأ براى حجيّت خبر واحد را بيان كنيد .
6 . برخى از روايات بر حجيّت خبر واحد را ذكر كنيد .