آشكار كند ، چنانكه گفتيم ، چگونه از آراء ايشان مىتوان نظر وى را بدست آورد ؟
آرى ، وجه چهارم ، هنگام به دست آوردن اجماع در روزگار ما ، آسانترين وجوه است ، و آن عبارت است از اتفاق همهء علما در همهء دورهها بر يك فتوا ؛ چنين فتوايى حتما به حجت و دليلى از آيه ، روايت و يا اصلى مستند مىباشد ، زيرا تديّن فقها و تقواى زيادشان ، آنان را از اينكه بدون دليلى ، از آيهاى محكم و يا سنتى قائم ، فتوا دهند ، بازمىدارد ، و دانش ايشان نمىگذارد كه آنان ، با توجه به اتفاقنظرشان ، به حجّتى سست و دليلى ضعيف استناد كنند . از اينجا روشن مىشود كه براى تماميّت حجيّت وجه چهارم - اگر آنچه در مورد آن گفتيم درست باشد - به دست آوردن اتفاق علما در يك عصر و دوره كفايت نمىكند . چه بسيار اتفاق افتاده كه علما در يك دوره بر حكمى اتفاق كردند و سپس ديگرانى در پى ايشان آمدند و در دورهاى ديگر بر حكمى كه عكس نظر آنان بود اتفاق كردند . پس كدامين اين اتفاقها حجت مىباشد ؟
داستان آب چاه را به ياد آوريد كه تقريبا همهء علماى پيشين بر نجس شدن آن در اثر ملاقات با نجاست اتفاقنظر داشتند ، آنگاه علمايى ديگر پس از ايشان در آن نظر مخالف دادند ، و سپس علماى متأخر بر نجس نشدن آن ، جز در صورت تغيّر ، اتفاقنظر يافتند ، و اين اتفاق در دورههاى متعدد تا زمان كنونى ما استمرار يافت .
حال كه اين امر روشن شد ، مىگوييم : در اجماع منقول هرگاه ظاهر سخن ناقل آن باشد كه فتواى همهء علما در همه دورهها را نقل مىكند و اين اتفاق را وى از طريق حس يافته و خودش فتواى ايشان را در كتابهايشان يافته است ، چنين اجماعى در صورتى كه ناقل آن ، عادل باشد ، حجّت خواهد بود ، زيرا حكم چنين نقلى همان حكم خبر واحد است . آرى ، تفاوت آن دو در اين است كه راوى خبر از ابتدا قول معصوم ( ع ) را گزارش مىكند ، و نقلكنندهء اجماع ، سبب اثباتكنندهء حجت را كه از آن ، رأى معصوم ( ع ) دانسته مىشود ، گزارش مىكند .
اما اگر نقلكنندهء اجماع ، اتفاق علما در يك دوره را گزارش كند ، يا [ اتفاق آنان در
أصول الاستنباط في أصول الفقه وتأريخه باسلوب حديث ( اصول استنباط ) ( فارسى ) — صفحة 285
مساهمون: على شيروانى
ص٢٨٥