آرى ، اگر ظهور عام همانند نصّ در عموم باشد مثل اينكه كسى بگويد : « هر فرد از افراد خانوادهء مرا اكرام كن » و ما هم علم داشته باشيم كه دشمنان گوينده از شمول اين حكم بيروناند ، در اين صورت داخل بودن شخص مشكوك در تحت عام ، وجيه و درست است چرا كه عام در عموميتاش قوى است و شمولش ظاهر و آشكار است .
و همچنين اگر وارد شود : « همسايگان مرا اكرام كن » و ما بدانيم يا خود گوينده تصريح كند كه هرگز راضى نيست هيچيك از دشمنانش ، بهطور مطلق ( چه همسايه باشد و چه غير همسايه ) اكرام شوند . و از طرفى شك كنيم كه آيا در ميان همسايگان گوينده ، دشمنى براى او وجود دارد يا نه ؟ در اين صورت اصل عدم تخصيص عام - علىالظاهر - جارى مىشود چرا كه شك در تخصيص عام است و در نتيجه فرد مشكوك همچنان در تحت عام باقى مىماند .
خلاصه
مخصّص يا لبّى ( عقلى ) است يا لفظى . و هريك از اين دو يا مجمل است و يا غير مجمل . و مجمل لفظى ، يا مجمل مصداقى است و يا مجمل مفهومى . و مجمل مفهومى : يا از همهء جهات مجمل است و يا از برخى جهات . و مجمل از بعضى جهات : يا دائر بين متباينين است و يا دائر بين اقل و اكثر . و دائر بين اقل و اكثر : يا منفصل است و يا متصل . و متصل : يا استثناء است و يا غير استثناء . و هريك از اقسام فوق ، حكمى خاص دارند .
تمرينات
- حكم هريك از اقسام مذكور ( انواع مخصص ) را بيان كن .