تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول الاستنباط في أصول الفقه وتأريخه باسلوب حديث ( اصول استنباط ) ( فارسى ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
است چرا كه از شرط ، ( گرچه ) عليّت تامّه متبادر مىشود ، ولى گاهى شرط در غير اين موارد نيز به‌كارمىرود .

خلاصه

الف ) حكمى كه مشروط به شرطى است ، دلالتش بر مفهوم براساس تبادر ، روشن است . البته اين دلالت در صورتى است كه شرط براى اثبات موضوع نيامده باشد مثل « اگر فرزندى برايت متولد شد ، اسمى برايش بگذار » . ب ) اگر در جملهء ديگرى ، شرط ديگرى براى حكم مشروط بيايد ، ظاهر اين دو جمله كه دو شرط براى حكم واحد بيان مىكنند اين است كه مفهوم يكى با منطوق ديگرى تخصيص مىخورد . و اين نكته در صيغه‌هاى وقف و نذر مشروط و امثال آنها جارى نيست ، چرا كه پس از تماميت صيغه ، ديگر جانشين شرطى به جاى شرط اول ، جايز نيست . ج ) گاهى شرط از ظاهر دلالتش بر عليت تامّه خارج مىشود و دال بر اقتضا مىشود نه عليت تامه و اين دلالت ، مجازى است مثل : « كسى كه حج بجا آورد ، خداوند او را مىآمرزد » . در اينجا موانعى براى غفران هست كه اگر آن موانع برداشته شود ، حج علت تامهء غفران مىشود .

تمرينات

1 - مفهوم شرط چيست ؟ و آيا دلالت بر مفهوم مانع مىشود كه شرطى جانشين شرط اول شود ؟ 2 - آيا در جملاتى مثل « وقتى كودك به سن بلوغ برسد ، به تكاليف مردان مكلّف مىشود » و « وقتى منى از او خارج شود ، مكلّف مىشود » و « وقتى موى خشن بر اطراف آلتش برويد ، مكلّف مىشود » مفهوم وجود دارد ؟ 3 - آيا در اين جمله كه مىگوئيم : « وقتى حج بجا مىآورى به دور خانه طواف كن » مفهوم وجود دارد ؟
أصول الاستنباط في أصول الفقه وتأريخه باسلوب حديث ( اصول استنباط ) ( فارسى ) — صفحة 161 | على شيروانى / السيد علي نقي الحيدري الكاظمي / غرويان