تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول الاستنباط في أصول الفقه وتأريخه باسلوب حديث ( اصول استنباط ) ( فارسى ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣

باب دوم : نواهى

در اين باب ، سه مبحث وجود دارد

- 1 - مادّه و صيغهء نهى

مادهء نهى

ظاهرا معناى مادهء « نهى » : « طلب ترك فعل به وسيلهء قول از روى استعلاء ( برترى ) است » . و اينكه ما نهى را مقيّد به « قول » مىكنيم به تبع سخنى است كه از اكثر علما نقل شده است . و الّا كتابت هم - ظاهرا - مثل قول است . و علوّ ( برترى ) در نهى معتبر نيست . آرى ، فرد عالى ( شخص عالىمقام ) كه طاعتش واجب است ، اگر از چيزى نهى كند ، فاعل آن عمل منهى عنه ، مستحق مذمت و عقاب خواهد بود . و معناى فوق كه براى نهى گفتيم ، هم شامل تحريم مىشود و هم كراهت . امّا تحريم ، شديدترين افراد نهى است هم از حيث برحذر داشتن از شىء منهى عنه و هم از حيث تحريك بر ترك منهى عنه . و از همين روى ، از نهى معناى تحريم متبادر مىشود نه كراهت . چرا كه معناى نهى از قبيل معانى تشكيكى ( ذو مراتب ) در اسماء است ، چنان‌كه شبيه اين مطلب را در معناى امر توضيح داديم .

صيغهء نهى

و امّا صيغهء « لا تفعل » و نظاير آن ، ظاهرا حقيقت در طلب ترك فعل هستند و در اين