تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول الاستنباط في أصول الفقه وتأريخه باسلوب حديث ( اصول استنباط ) ( فارسى ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
هيچ‌يك از علما جسارت كنند و اين عزم را تجويز نمايند ، چرا كه اين همه تأكيدات از جانب شارع مقدس بر اطاعت و تقوى و امتثال اوامر وارد شده است . و اگر مردد شود ، انصاف اين است كه اين ترديد هم از جهتى مثل همان عزم بر ترك واجب است و اين ترديد ، از صفات مؤمن نيست . بنابراين حق اين است كه عزم بر انجام واجب ، واجب است ولى اين وجوب ، از خود دليل واجب موسع استفاده نمىشود بلكه از دليل خارجى به‌دست‌مىآيد . و امّا بعضى احتمال داده‌اند كه عزم بر انجام هر فعلى كه انسان در آينده بدان مكلّف مىشود - و لو قبل از بيست سال مثلا - بر انسان واجب است و برخى اين قول را ذكر كرده‌اند و اين را از لوازم ايمان مكلّف دانسته‌اند . امّا اين نظر ، بعيد است چرا كه دليل قابل اعتمادى برآن وجود ندارد .

خلاصه

الف ) واجب موسّع عقلا جائز است و شرعا موجود است . ب ) در خود اوامر واجبات موسّع دلالتى وجود ندارد بر اينكه اگر مكلّف تكليف را از اول وقت تأخير بيندازد ، لازم و واجب باشد عزم بر انجام آن در فرصت دوّم داشته باشد . آرى ، وجوب چنين عزمى از ادلهء خارجيه استفاده مىشود .

تمرينات

1 - واجب موسع را تعريف كن و اقوال در آن را تبيين نما . 2 - آيا عزم بر ترك انجام واجب و يا تردّد در اين مسئله ، جايز است ؟ 3 - آيا عزم بر انجام واجبات آينده‌اى كه انسان هنوز بدان‌ها مكلّف نشده ، واجب است ؟
أصول الاستنباط في أصول الفقه وتأريخه باسلوب حديث ( اصول استنباط ) ( فارسى ) — صفحة 131 | على شيروانى / السيد علي نقي الحيدري الكاظمي / غرويان