- 8 - واجب موسّع
تعريف آن
« واجب موسّع آن است كه وقت انجام آن ، وسيعتر از خود واجب است » مثل نماز .
و مشهور اين است كه شرعا واجب موسّع موجود است و عقلا ، جايز و ممكن است .
و قول حق همين است . و دليل بر اين مدعا ، ظواهر بسيارى از اوامر شرعى است اگر نگوئيم كه صريح آنهاست . و از طرف ديگر ، عقلا مانعى هم وجود ندارد .
غايت واجب موسع : اين است كه واجب در بين افراد وقت ، واجب مخيّر است [ نماز در اول وقت ، يا وسط وقت و يا آخر وقت ] .
و گفته شده كه : واجب آن است كه در اول وقت باشد و اگر مكلّف آن را از اول وقت تأخير بيندازد ، البته مورد عفو قرار مىگيرد . و قول ديگر اين است كه : « واجب » ( حقيقى ) در آخر وقت است و اگر مكلّف آن را در اول وقت انجام دهد ، واجب از وى ساقط مىشود . امّا ادلهء هر دو طرف ، به نظر ما شبههاى در برابر امر بديهى تلقى مىشود .
و امّا اگر قائل به توسعهء وقت شديم ، در صورتى كه مكلّف انجام واجب را از فرصت اول وقت ، به تأخير انداخت ، آيا واجب است عزم بر انجام آن در فرصت دوّم داشته باشد يا نه ؟ قولى برآن است كه واجب است و قولى مىگويد واجب نيست . و ما اگر در خود اوامر واجب موسّع نظر كنيم ، دلالتى بر وجوب اين عزم نمىبينيم . آرى ، چهبسا گفته شود كه اين وجوب عزم ، از ادلهء خارجيه فهميده مىشود ، چرا كه مكلّف وقتى - مثلا - وقت نماز داخل مىشود و با التفات و توجه ، آن را از اول وقت تأخير مىاندازد ، از سه حال خارج نيست : يا عزم بر انجام نماز در زمان بعدى دارد و يا عزم بر ترك نماز دارد و يا مردّد است . و امّا اگر عزم بر ترك نماز داشته باشد ، گمان نمىكنم