تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصول الاستنباط في أصول الفقه وتأريخه باسلوب حديث ( اصول استنباط ) ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧

- 7 - واجب تخييرى

تعريف آن

« واجب تخييرى آن است كه مكلّف در انجام يكى از دو امر يا چند امر ، به نحو بدليت آن را اختيار مىكند » مثل خصال كفارهء افطار عمدى [ : اطعام شصت مسكين يا گرفتن 60 روز روزه يا آزاد كردن يك بنده ] . و آنچه از اكثر علماى شيعه و معتزله نقل شده اين است كه امر به دو چيز و يا به اشياء زياد به نحو تخييرى ، اقتضا مىكند كه همهء آنها به صورت مخيّر واجب گردند و همين نظر حق است و اشكالى در آن نيست . و از اشاعره نقل شده كه مىگويند در اين صورت ، واجب ، واحد غير معيّن است و با انجام مكلّف ، متعيّن مىشود و شايد بازگشت قول اشاعره و ديگران ، به يك چيز باشد . آرى ، اگر ظاهر امر ، تخيير بين اقل و اكثر باشد و اقل در ضمن اكثر ، داراى وجودى مستقل باشد مثل تسبيحات اربعه در دو ركعت اخير نماز ، آيا تخيير بين اقل و اكثر ( به عنوان واجب ) وجود دارد ، يا زائد بر اقل ، مستحب است ؟ در اينجا اقوال و اشكالاتى وجود دارد . ولى مسئله ، آسان است زيرا پس از اينكه قائل شديم در مقام عمل و تكليف ، نيّت وجوب يا استحباب ، ضرورتى ندارد ، ديگر بحث فوق ثمرهء عمليه‌اى در اين مقام ندارد . و لذا مكلّف مىتواند تسبيحات اكثر ( سه بار ) را بگويد و قصد وجوب يا استحباب ( هيچ‌يك را ) نكند .

تمرينات

1 - واجب تخييرى را تعريف كن و غير از مثال مذكور ، براى آن مثال بياور . 2 - براى واجب تخييرى بين اقل و اكثر مثال بياور ، به صورتى كه اقل ، در ضمن اكثر داراى وجودى مستقل باشد .