و هو أشبه بالاصطلاح ؛ فلا يضرّ خروج الموارد التي يكون الموضوع فيها هو الجنس أو النوع من تقابل العدم و الملكة ، مع عدم دخولها في التقابلات الثلاثة الباقية ، و أقسام التقابل منحصرة في الأربعة .
شرح
كسانى كه اين قيد را افزودهاند ، درواقع اصطلاح جديدى جعل كردهاند ، و از اينرو نمىتوان بر آنها اشكال كرد كه : با توجه به اين قيد مواردى كه موضوع در آنها جنس و يا نوع است از تقابل عدم و ملكه خارج مىشود ، و درعينحال در هيچيك از سه قسم ديگر تقابل نيز وارد نمىشود ، و از طرفى اقسام تقابل منحصر در اين چهار قسم است . [ توضيح اشكال ياد شده آن است كه ما از طرفى مىبينيم ميان حالتى كه مثلا عقرب دارد و حالتى كه ديگر حيوانات دارند تقابل است ، و از طرف ديگر اگر تقابل عدم و ملكه را مقيد به وقت كنيم ، اين تقابل را در هيچيك از اقسام چهارگانهء تقابل نمىتوان مندرج ساخت . و نيز قسم پنجمى هم براى تقابل نمىتوان در نظر گرفت ، زيرا اقسام تقابل منحصر در همين چهار قسم است ، بنابراين مقيد كردن تقابل عدم و ملكه به وقت صحيح نيست . ]