تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 476

مساهمون:

ص٤٧٦
و العلم الذي هو من الكيف مختصّ بذوات الأنفس . و أمّا المفارقات ، فقد تقدّم أنّ علومها حضوريّة غير حصوليّة ؛ غير أنّ العلوم الحصوليّة التي في معاليلها حاضرة عندها ، و إن كانت هي أيضا بما أنّها من صنعها حاضرة عندها . و من هذا الباب الخلق ، و هو الملكة النفسانيّة التي تصدر عنها الأفعال بسهولة من غير رويّة . و لا يسمّى خلقا إلّا إذا كان عقلا عمليّا هو مبدء الأفعال الإراديّة . و ليس هو
شرح
و آن علمى كه از مقولهء كيف است ، مخصوص موجوداتى است كه داراى نفس مىباشند ، [ مانند انسان و ديگر انواع حيوان ] ؛ اما مفارقات ، [ كه هم در مقام ذات مجرد از ماده‌اند و هم در مقام فعل ] ، چنان‌كه گذشت ، علومشان حضورى است نه حصولى ، [ و لذا علوم آنها از سنخ وجود است و در نتيجه نه جوهر است و نه عرض . ] البته [ معناى اين سخن آن نيست كه مجردات از علوم حصولى ما ناآگاه هستند و نسبت به آنها جهل مطلق دارند ، به ويژه آن دسته از علوم حصولى كه واقعيتى در خارج ندارند ، مانند علوم اعتبارى ؛ زيرا موجودات مجرد در سلسلهء علل ما و همهء موجودات داراى نفس قرار دارند ، و ] علوم حصولىاى كه در معلول‌هاى آنها هست نزد آنها حضور دارد ، اگرچه آن علوم از آن جهت كه معلول خود آن نفوس نيز مىباشند ، نزد آنها نيز حضور دارند . [ توضيح اين‌كه : صورت‌هاى ذهنى ما از آن جهت كه حكايت از واقعياتى در وراى خود مىكنند ، نسبت به آن واقعيات علوم حصولى هستند ، اما همين صورت‌هاى ذهنى از آن جهت كه خودشان با وجود خارجىشان نزد نفس حضور دارند ، معلوم حضورى نفس مىباشند و علم نفس به آنها علم حضورى است . ]

خلق

از جمله كيفيات نفسانى خلق است . خلق عبارت است از « ملكهء نفسانى كه افعال با سهولت و بدون تأمل و درنگ از آن صادر مىشوند » . اين كيفيت نفسانى تنها در صورتى خلق ناميده مىشود كه به صورت عقل عملى كه مبدأ افعال ارادى است