ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 473
فظهر بذلك أوّلا : أنّ المبدء الفاعليّ لأفعال الإنسان الإراديّة بما أنّها كمالاتها الثانية هو الإنسان بما أنّه فاعل علميّ . و العلم متمّم لفاعليّته يميّز به الكمال من غيره . و يتبعه الشوق ، من غير توقّف على شوق آخر أو إرادة . و تتبعه الإرادة بالضرورة ، من غير توقّف على إرادة اخرى ؛ و إلّا لتسلسلت الإرادات . فعدّ الإرادة علّة فاعليّة للفعل في غير محلّه . و إنّما الإرادة و الشوق الذي قبلها من لوازم العلم المتمّم لفاعليّة الفاعل . چند نكته از آنچه گذشت چند نكته به دست مىآيد : نكتهء نخست : مبدأ فاعلى براى افعال ارادى انسان ، از آن جهت كه آن افعال كمالات ثانى اويند ، همان انسان است از آن جهت كه يك فاعل علمى است ؛ و علم متمم فاعليت انسان مىباشد و توسط آن ، كمال از غير كمال جدا مىگردد . به دنبال علم [ و تصديق به فايدهء كار ] شوق به آن كار در نفس پديد مىآيد ، بدون آنكه پيدايش آن منوط به وجود شوق ديگر يا اراده باشد ، [ يعنى اينچنين نيست كه انسان ابتدا شوق به شوق پيدا كند يا اراده كند كه در او شوق حاصل شود و آنگاه شوق تحقق يابد ، زيرا در اين صورت در سلسلهء شوقها و ارادهها تسلسل روى مىدهد . ] و تحقق اراده به دنبال پيدايش شوق ضرورى است ، بىآنكه نياز به آن باشد كه ارادهء ديگرى به آن تعلق بگيرد ؛ [ يعنى تحقق اراده نسبت به يك كار در نفس منوط به آن نيست كه نفس اراده كند كه ارادهء انجام آن كار را در خود ايجاد كند ، ] زيرا در اين صورت [ آن ارادهء دوم نيز متوقف بر ارادهء سومى خواهد بود و به همين ترتيب ادامه مىيابد و ] تسلسل در زنجيرهء ارادهها روى مىدهد . از اينجا دانسته مىشود نمىتوان اراده را علت فاعلى براى انجام كار به شمار آورد ؛ [ زيرا همانطور كه بيان شد ، علت فاعلى فعل همان نفس است ] و اراده و شوقى كه پيش از اراده تحقق مىيابد از لوازم علمى هستند كه متمم فاعليت فاعل مىباشد .