تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 478

مساهمون:

ص٤٧٨
دفع الشرّ و الضارّ ؛ و العقل ، الذي يهديه إلى الخير و السعادة ، و يزجره عن الشرّ و الشقاء . فالملكة العاملة فى المشتهيات ، إن لازمت الاعتدال بفعل ما ينبغي كما ينبغي ، سمّيت عفّة ؛ و إن انحرفت إلى حدّ الإفراط ، سمّيت شرها ؛ و إن نزلت إلى التفريط ،
شرح
واقع مىشود و مطلوب بالتبع مىباشد ، مانند خوردن دارو . ] 2 . قوهء غضب كه برانگيزندهء انسان است به سوى دفع شرّ و امور مضرّ . [ فرق ميان شرّ و مضرّ نظير فرق ميان خير و نافع است . شرّ چيزى را گويند كه اصالتا و ذاتا ناخوش‌آيند است ، مانند بيمارى و درد ؛ و مضر چيزى را گويند كه زمينه‌ساز پيدايش شر است ، مانند خوردن سمّ . ] 3 . عقل كه انسان را به خير و سعادت رهنمون مىگردد و از شرّ و شقاوت بازمىدارد . [ با توجه به قواى سه‌گانهء فوق اخلاق به سه دستهء كلى تقسيم مىشود : 1 . خلق‌ها و ملكات مربوط به قوهء شهوت . 2 . خلق‌ها و ملكات مربوط به قوهء غضب . 3 . خلق‌ها و ملكات مربوط به عقل . هريك از اين سه دسته نيز بر سه قسم مىباشند : خلقى كه در جانب اعتدال است ، خلقى كه در جانب افراط است و خلقى كه در جانب تفريط است . و تفصيل اين اقسام چنين است : ]

خلق‌هاى مربوط به قوهء شهوت

1 . عفّت [ - پاك‌دامنى ] : ملكهء عامل در مشتهيات و تمايلات نفس در صورتى كه ملازم با اعتدال باشد ، يعنى آن‌چه را سزاوار انجام شدن است به نحو شايسته انجام دهد ، « عفت » ، ناميده مىشود . 2 . شره [ - حرص بسيار ] : ملكهء عامل در مشتهيات در صورتى كه به سمت افراط كشيده شود ، [ و به گونه‌اى گردد كه در كسب لذات نفسانى و جلب ملايمات زياده‌روى كند ] « شره » ناميده مىشود . 3 . خمود [ - خاموشى و بىحركتى ] : در صورتى كه ملكهء عامل در تمايلات نفس
ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 478 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى