تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 472

مساهمون:

ص٤٧٢
فلا يستطيع الفعل و قد أراده . ثمّ تتبع الإرادة القوّة العاملة المحرّكة للعضلات ، فتحرّك العضلات ، و هو الفعل . فمبادئ الفعل الإراديّ فينا هي : العلم ، و الشوق ، و الإرادة ، و القوّة العاملة المحرّكة . هذا ما نجده من أنفسنا في أفعالنا الإراديّة . و إمعان النظر في حال سائر الحيوان يعطي أنّها كالإنسان في أفعالها الإراديّة .
شرح
[ توضيح اين‌كه : برخى گمان كرده‌اند اراده همان شوق است و حقيقتى جدا از آن ندارد ، در برابر اين گروه بايد گفت : انسان گاهى شوق به انجام كار دارد ، اما چون موانعى در راه تحقق آن كار وجود دارد و انسان خود را از انجام آن ناتوان مىبيند ، هرگز ارادهء انجام آن كار را نمىكند ؛ مانند كسى كه شوق پرواز كردن دارد اما چون خود را قادر بر پرواز نمىبيند ، آن را اراده نمىكند ؛ و اين نشان مىدهد كه حقيقت اراده غير از شوق است . گروه ديگرى توهم كرده‌اند اراده همان تحريك عضلات ، توسط قوهء عامل ، به سوى انجام كار است و امرى جدا از آن نيست . در پاسخ به ايشان مىگوييم : انسان گاهى ارادهء انجام كار دارد ، و تصميم مىگيرد كه عضلات خويش را به حركت درآورد ، اما عضلات حركت نمىكند . مانند كسى كه تازه فلج شده است و از بيمارى خويش ناآگاه است ، و لذا تصميم مىگيرد كه بلند شود ، اما نمىتواند بلند شود . در اين‌جا اراده تحقق دارد اما تحريك عضلات وجود ندارد ، و اين نشان مىدهد كه اراده غير از تحريك عضلات مىباشد . ] پس از [ تصور فعل و تصديق به فايدهء آن و شوق به آن و ] تعلق گرفتن اراده به فعل ، قوهء عامل كه حركت‌دهندهء عضلات است ، عضلات را به حركت درمىآورد ، و در اين مرحله فعل موردنظر تحقق مىيابد . از بيان فوق به دست مىآيد كه مبادى فعل ارادى در انسان عبارت است از : علم ، شوق ، اراده ، و قوهء عامل كه به حركت درآورندهء عضلات است . اين چيزى است كه ما از خودمان در افعال ارادى خويش مىيابيم ، و با دقت كردن در حالات ساير حيوانات معلوم مىگردد كه آنها نيز در كارهاى ارادى خودشان مانند انسان هستند ، [ و مبادى ياد شده در افعال ارادى آنها نيز وجود دارد . ]