أنّ كلّ فعليّة و تحصّل تعرض المادّة فإنّما هي بفعليّة الصورة ، لما أنّ تحصّلها بتحصّل الصورة .
و أنّ الصورة شريكة العلّة للمادّة .
و أنّ الصورة متقدّمة على المادّة وجودا ، و إن كانت المادّة متقدّمة عليها زمانا .
و أمّا أنّ الصورة الجسميّة لا تتعرّى عن المادّة ، فلأنّ الجسم أيّا مّا كان لا يخلو عن عوارض مفارقة تتوارد عليه ، من أقسام الحركات ، و الكمّ ، و الكيف ، و الأين ، و الوضع ،
شرح
[ اوّلا : ] هرگونه فعليت و تحصّلى كه بر ماده عارض مىگردد به واسطهء فعليت صورت است ، [ چراكه مادّه ، قوهء محض است و هيچ فعليتى از خود ندارد ، ] و تحصّل مادّه به واسطهء تحصّل صورت مىباشد .
و [ ثانيا : ] صورت شريك علت براى مادّه است .
و [ ثالثا : ] صورت تقدم وجودى بر مادّه دارد ، اگرچه مادّه تقدم زمانى بر آن دارد .
[ اما اينكه صورت تقدم وجودى بر مادّه دارد ، دليلش آن است كه صورت در سلسلهء علل مادّه واقع مىشود ، و نوعى وساطت در تحقق و تحصّل آن دارد ، و مرتبهء وجودى علت مقدم بر مرتبهء وجودى معلول مىباشد . و امّا اينكه مادّه تقدم زمانى بر صورت دارد ، دليلش آن است كه صورت يك حادث زمانى است و هر حادث زمانى مسبوق به امكان استعدادى مىباشد . پس بايد پيش از صورت ، مادّهاى وجود داشته باشد كه امكان استعدادى آن صورت را دارا باشد تا فاعل الهى آن صورت را در آن مادّه افاضه كند . « 1 » ]
دو برهان بر عدم انفكاك صورت جسمى از مادّه
برهان نخست : اما اينكه صورت جسمى از مادّه جدا نمىشود ، دليلش آن است كه جسم ، به هر صورت كه باشد ، عوارض مفارق گوناگونى از اقسام حركات ، كم ، كيف ،هامش
( 1 ) . شايان ذكر است كه وقتى گفته مىشود : صورت بر ماده تقدم دارد ، مقصود « صورة ما » است ، و آنگاه كه گفته مىشود : ماده بر صورت تقدم دارد ، مراد « صورت خاص » است .